تبلیغات

مرزن آباد کجور



برگ دیگری از تاریخ کلارستاق و کجور

دوران قاجار

با انقراض سلسله زنديه و آغاز شکل گيري سلسله قاجار، نظام حکومتي محلي اين مناطق نيز دستخوش تغيير و تحولات گوناگون شد. از جمله مهمترين تغييرات در تاريخ اين منطقه آن بود که مجدداً از عصر آقا محمد خان قاجار ولايت جديدي بنام محال ثلاث بين گيلان و مازندران شکل گرفت.

درباره پيدايش محال ثلاث که با جدايي منطقه تنکابن از گيلان و مناطق کجور و کلارستاق از مازندران تحقق يافت، برخي آن را به خوش خدمتي هاي رجال خاندان خلعت بري در مقابل آقا محمد خان نسبت داده و معتقدند که مهدي خان خلعت بري حاکم تنکابن در عصر کريم خان زند، مالياتهايي را که براي خان زند به شيراز مي برد، با شنيدن خبر مرگ کريم خان، آنها را به آقا محمد خان پيشکش نمود و در قبال آن، آقا محمد خان مناطق کجور و کلارستاق را ضميمه تنکابن نموده و حکومتش را به مهدي خان خلعت بري سپرد. و پس از وي نيز اعقاب او تا پايان عصر قاجار بر ممالک تابعه محال ثلاث حکومت مي راندند. اگرچه همواره بين اين خاندان و خاندان ميار که از خاندانهاي قديم کلارستاق بود، جنگ و درگيري وجود داشت. ( به تاريخ تنکابن تأليف علي اصغر يوسفي نيا و محال ثلاث در انقلاب مشروطيت تأليف ايرج کيا دارا مراجعه شود )

حکومت محال ثلاث حدود 130 سال دوام يافت و نهايتاً با انقراض سلسله قاجار طومار آن نيز درهم پيچيده شد. در اين دوران مازندران و استرآباد داراي يک والي بود که معمولاً يکي از شاهزادگان قاجار اين منصب را بر عهده داشت و محال ثلاث نيز داراي حاکمي مستقل بود که عمدتاً اين منصب را رجال خاندان خلعت بري بر عهده داشتند و مقر حاکم محال ثلاث در تنکابن و اواخر در شهر نوبنياد خرم آباد بود. در اين دوران حکام کجور و کلارستاق نيز با عنوان نايب الحکومه، اغلب توسط شاهان قاجار يا والي مازندران يا حکام محال ثلاث انتخاب مي شدند .

از مهمترين وقايع سياسي و اجتماعي اين منطقه در دوران مورد بحث، اسکان دادن طوايف کرد و لر مهاجر از مناطق بيجار، گروس و دلفان و ... در مناطق کجور، کلارستاق و نور بود که با حمايت آقا محمدخان قاجار و شاهان پس از او انجام گرديد .

ورود مهاجرين جديد به اين مناطق، علاوه بر تأثير در ترکيب جمعيتي و فرهنگي اين مناطق، موج گسترده اي از جنگها و درگيريها و اختلافات قبيله اي و طايفه اي را بين بوميان و مهاجران در پي داشت که آثار و عواقب زيانبار اجتماعي و فرهنگي آنها بر اين مناطق تا سالها همچنان مشهود بود .

حکومت محال ثلاث با انقراض سلسله قاجاريه و پايان اقتدار خاندان خلعت بري از هم پاشيد و با به قدرت رسيدن رضاخان مناطق تنکابن، کجور و کلارستاق به لحاظ اداري به مازندران پيوست .

دوران پهلوي

بواسطه حضور گسترده رجال محال ثلاث در دستگاههاي اداري و اجرايي سلسله قاجار و سکونت آنان در پايتخت، رجال مناطق تنکابن، کجور و کلارستاق در نهضت مشروطه مشارکت فعالي داشتند. از همين روي، افکار آزاديخواهي و روحيه استقلال طلبي آنان مانع از شکل گيري روابط صميمانه بين رجال مبارز اين مناطق و سلسله پهلوي شد و حتي در دهه اول سلطنت رضا شاه مناطق مذکور عموماً در حالت جنگي بسر برده و مرتباً حکومت اين مناطق بين نظامياني که توسط دولت رضا شاه بعنوان حاکم به اين مناطق اعزام مي شدند، دست به دست مي گرديد.

شدت فشار وارده بر رجال سياسي و بزرگان خاندانهاي کهن اين مناطق به حدي بود که برخي راه چاره را در آن ديدند، که پيشنهاد پذيرش تبعيت روسيه را مطرح سازند که البته همه اين جريانات ريشه در اشتهاي سيري ناپذير رضا شاه براي تصرف املاک و زمينهاي حاصلخيز مالکان بزرگ محلي شمال و مناطق مذکور داشت که از سالها قبل زمزمه آن با تصرف املاک خاندان خلعت بري آغاز گرديده بود .

با استحکام سلسله پهلوي، طرح خريد يا تصرف عدواني املاک مالکان محلي مناطق شمال از جمله مناطق تنکابن، کجور و کلارستاق توسط رضا شاه عملي گرديد و سرانجام به علت مخالفتهايي که توسط رجال صاحب نام و مالکان اين مناطق در اين موضوع ابراز گرديد، اين موضوع منجر به تبعيد بيش از 80 نفر از رجال سياسي محال ثلاث در سال 1313 شمسي شد.

با بازگشت تبعيديان پس از شهريور 1320 شمسي، مجدداً دوران تازه اي از ناامني ها و ناآرامي ها در مناطق مذکور شکل گرفت و فعاليت احزاب سياسي و گروههايي چون اتحاديه کشاورزان محال ثلاث، حزب توده، حزب جنگل شمال، حزب دمکرات و ... از جمله حرکتهاي سياسي قابل ذکر اين مناطق در دهه سوم سلطنت پهلوي است .

شهرها ، قصبات و آباديهاي مهم رويان و رستمدار

درباره شهرها و آباديهاي مهم رويان قبل از اسلام در منابع موجود اطلاعات مختصري ذکر شده است. اما بر اساس آثار باستاني موجود شهرهايي چون کلار و کجور و چند شهر ديگر که آثار خرابه هاي آنها موجود است، در دوران پيش از اسلام از مراکز شهري اين منطقه بودند .

از جمله مهمترين شهرهاي ولايت رويان، «شهر رويان» بود که در اغلب موارد با شهر کجور فعلي يکي پنداشته شده است. با مروري بر روايات تاريخي مي توان به جزئيات اين نکته پي برد .

ابن خرداذ به در المسالک و الممالک علاوه بر طبرستان و شهرهاي آن، از شهرهاي رويان، چالوس و کلار به عنوان جزئي از خاک جربي ياد کرده است. عدم ذکر نام شهر کجور و ذکر نام شهر رويان در نوشته ابن خرداذ به، مي تواند قرينه اي بر اين باشد که ولايت رويان داراي شهري بنام رويان نيز بوده است که بعدها همين شهر به کجور تغيير نام يافت .

ابن اسفنديار پس از اشاره به فتح طبرستان توسط اعراب در سال 142 هجري گزارشي درباره پادگانها و قلعه هاي نظامي ايجاد شده توسط ابوالعباس طوسي دارد بنا به نوشته وي، در سالهاي 5-144 ه.ق، در 44 نقطه مهم نظامي و شهري طبرستان و رويان توسط ابوالعباس طوسي پادگانهاي نظامي ساخته شد که در آنها حداقل 200نفر تا 6000نفر مرد جنگي مستقر شده بود . از نواحي مذکور، 10 قلعه و شهر مهم در قلمرو رويان قرار داشتند که عبارت بودند از :

1- شهر کچه يا کجه يا کچو يا کجو که بعدها به کجور شهرت يافت، با 6000 مرد جنگي که قصبه رويان و مقر نايب خليفه عمر بن العلا بود .
2- گيلان آباد، با 1000 مرد جنگي که حاکم آن نصر بن عمران بود .
3- پاي دشت، با 500 مرد جنگي که عامل آن عامر بن آدم بود .
4- ناتل ، با 500 مرد جنگي، حاکم و عامل آن سعيد بن ميمون بود .
5- بهرام ديه، با 500مرد جنگ، حاکم آن عمرو بن مهران بود .
6- قراطا دان يا قراطغا، با 500 مرد جنگ ، حاکم آن يوسف بن عبدالرحمان .
7- ولاشجر ، با 500 مرد جنگ، حاکم آن علي بن جستان .
8- سعيد آباد و جوريشجر، با 1000 مرد جنگ ، عامل آن سعيد بن دعلج بود .
9- چالوس با 500 مرد جنگ، عامل آن فضل بن سهل بود .
10- کلار ، با 500 مرد جنگ، عامل آن جويرم السعدي بود .


علاوه بر شهرها و آباديهاي مذکور، شهرهاي ديگري نيز وجود داشتند که در آن عصر آباد نبوده يا اهميتي نداشتند ولي در قرون قبل و بعد از آن از اهميت برخوردار بودند که در گزارش ابن اسفنديار به آنها اشاره اي نشده و پرداختن به اين موضوع و شرح اخبار همه آنها در اين مختصر نمي گنجد. در هر صورت، شهر رويان قديم و کجور دوران اسلامي از جمله مهمترين شهرهاي ولايت رويان بود که حاکم نشين و مرکز سياسي و پايتخت آن نيز محسوب مي گرديد، در منابع اسلامي تا اواسط قرن سوم مطلقاً نامي از کجور برده نشده است اما در منابع بعدي، گزارش ها و روايات زيادي درباره بنياد شهر رويان، وقايع، جنگها، اخبار، وسعت و جمعيت آن آمده است که فقط به چند مورد از آنها اشاره مي شود .

بلاذري احتمالاً نخستين کسي بود که از شهر کجه يا کچه به عنوان والي نشين و مرکز حاکم رويان ياد نموده است. ابن فقيه رويان را از بزرگترين شهرهاي واقع در کوهستان طبرستان ذکر نموده و فاصله شهر کجه تا چالوس را هشت فرسنگ ذکر نمود و آن را از جمله شهرهاي خاک رويان و مرکز حاکم آن دانست. ( البلدان ، ص304 و 305 )

ابن رسته علاوه بر اشاره به چالوس، رويان و کلار، از شهر کچه ياد نموده و آن را مرکز والي و کرسي منطقه رويان ذکر نموده و بنياد آن را در زمان مأمون دانست. وي همچنين از شهر ديگري بنام کبيره ياد مي کند که در مقابل شهر کچه قرار داشت. (اعلاق النفيسه، ص 8-176) که احتمال دارد شهر کبيره همان قريه کدير يا کهير امروزي باشد.

گذشته از شهرهاي مختلف ولايت رويان و رستمدار قديم که جملگي اکنون خارج از قلمرو کجور فعلي قرار دارند، شهر کجور به استناد مندرجات همه منابع تاريخي و آثار تاريخي و باستاني موجود، علي الدوام به عنوان پايتخت و مرکز واليان و اسپهبدان و استنداران و ملوک رويان و رستمدار بود. لذا از همين روي اغلب مورد هجوم و لشگرکشي و غارت و چپاول قرار مي گرفت و گاه تمام آثار و ابنيه و برج و باروي آن نيز به کلي تخريب مي گرديد.

به استناد همين منابع، شهر کجور در دوران هزارساله حکومت ملوک الطوايفي بادوسپانان بارها ويران و مجدداً توسط حکام، فرمانروايان و شاهان اين منطقه بازسازي گرديد. آخرين ويراني اين شهر کهن نيز پس از لشگرکشي شاه عباس اول صفوي در سال 1006 ه.ق اتفاق افتاد و شهر قديم کجور از آن پس رو به ويراني کامل نهاد و آبادي يا شهر کجور فعلي به موازات متروکه شدن شهر قديم، در حاشيه جنوب غربي شهر کهن بوجود آمد و با سکونت يافتن طوايف مهاجر خواجه وند و ... در عصر قاجار و به خصوص از دوران فتحعلي شاه بر اهميت و گسترش آن افزوده شد .



منبع : www[dot]babodeasl[dot]blogfa[dot]com[slash]post-44[dot]aspx

مرزن آباد کلارستاق برگ دیگری , اشنای با کجور اشنایی با جاهای , ایرانیم چگونه به دریاچه ولشت , کجور به روایت , سفر به کجور وکندلوس همواره , رزرو هتل دریاچه ولشت چالوس, جنگلهای کجور نوشهر در استان ,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات