تبلیغات

مرزبانی ارومیه



گزارش‌ فارس از مرزبانان غرب کشور
اگر نمی‌ایستاد، نمی‌جنگید و نبود؛ مالک این تربت پاک که بود؟

مناطق مرزی در سینه خود ملتی را جای داده است؛ به راستی که مرزبان‌ها حافظان ایران هستند و با بازوان پرتوان خود از ملتی بزرگ صیانت می‌کند.

خبرگزاری فارس: اگر نمی‌ایستاد، نمی‌جنگید و نبود؛ مالک این تربت پاک که بود؟

به گزارش خبرگزاری فارس از ارومیه، مناطق مرزی در سینه خود ملتی را جای داده است؛ به راستی که مرزبان‌ها حافظان ایران هستند زیرا با بازوان پرتوان خود از ملتی بزرگ صیانت می‌کند، پیشه آن‌ها بردباری، مونس آنها طبیعت خشن، هیجان زندگی‌شان بهمن و کولاک است.

تیراندازی هم‌قطاران و هیاهوی قاچاقچیان سکوت پیرامون آنها را می‌شکند، تعریق و تعقیب سوداگران مرگ به هستی آنها گرما می‌بخشد، خون سرخ‌ زندگی‌ سردشان را رنگین می‌کند، کوهستان‌های دوردست تنها افق دیدشان می‌باشد پس عنایت الهی، ناله و تضرع مادر پشتیبان آنها است.

نقاط صفر مرزی، ارتفاعات بلند و کوهستان‌ مملو از برف به محل زندگی آنها تبدیل شده است، چرا که بخش زیادی از عمر خود را در این مناطق سپری می‌کنند، اما از نظر امکانات رفاهی و معیشتی وضعیت رضایت‌بخشی ندارند، ولی با این همه در مبارزه با قاچاقچیان کالا و مواد مخدر، مقابله با تردد غیرمجاز کوتاهی نمی‌کنند.

خدمت در دمای 35 درجه زیر صفر در کوهستان‌هایی با 4 متر برف

کاهش دما صحنه‌های دردناکی را ایجاد می‌کند، به عنوان مثال کارشناسان اداره برق وقتی برای سیم‌کشی از تیر برق بالا می‌رفتند از شدت سرما نوک انگشتان‌شان به تیر چسبیده و نمی‌توانستند جدا کنند زیرا چنانچه با قدرت دست‌شان را از تیر جدا می‌کردند پوست انگشتان به محل چسبیده و زخم می‌شد، اگر آن طور می‌ماندند معلوم نبود چه موقع شرایط عادی شود.

 

فرمانده هنگ مرزی ارومیه ضمن تقدیر از اداره برق برای خدمت‌رسانی در پاسگاه‌های حوزه این هنگ، می‌گوید: مهندسان می‌توانستند برق‌رسانی به این پاسگاه‌ها را به زمان دیگر موکول کنند ولی وقتی محرومیت پاسگاه و مظلومیت نیروهای آنجا را دیدند اصلا بهانه‌جویی نکردند.

سرما به حدی زجرآور است که بادگیر از جنس نانو تهیه می‌شود، حتی دو نفر از سربازان یک بار به نمایندگی دیگر یاران خود به فرمانده مراجعه کرده در حضور فرمانده جوراب‌های خود را درآورده و به شهروز رحمانیه فرمانده هنگ مرزی ارومیه نشان می‌دهند چهار انگشت پای‌شان از شدت سرما سیاه شده بود.

رحمانی برودت و سرمای بیش از حد هوا را غیرقابل ‌تحمل عنوان می‌کند و می‌افزاید: در یک روز زمستانی با دمای نه‌ چندان سرد یک ربع نمی‌توانیم هوای بیرون را تحمل کنیم، ولی تصور کنید یک سرباز، 24 ساعته باید هنگام گشت‌زنی و کمین سرمایی فراتر از تصور را از سر بگذراند.

طبق گفته وی در ایامی از تابستان که به « گورا پیشیرَن زامان» در آذربایجان معروف است، روزهایی که مردم از کولر و لباس‌ نخی استفاده می‌کنند، در کوهستان بخاری روشن می‌شود، تا جایی که خرابی مداوم دستگاه‌های گرمایشی به معما تبدیل شده بود، سرانجام کاشف به عمل می‌آید به دلیل استفاده 24 ساعته و 12 ماهه، این وسیله‌ها باید تعمیر شوند.

وی مرزبانی را شغلی گمنام می‌داند و نقل می‌کند اغلب مردم از رنگ‌بندی لباس نظامی ما حدس می‌زنند نیروی ارتش هستیم که بعد از یک ساعت توضیح دادن، تازه می‌گویند «آهان پاسدار هستی!» پس باید یک ساعت دیگر توضیح دهیم تا شاید متوجه شوند مرزبان کیست و چه می‌کند.

فرمانده هنگ مرزی ارومیه با اشاره به بی‌اطلاعی خانواده‌ها از دشواری‌های این شغل، به نقل از همکاران خود می‌گوید اعضای خانواده‌ یکی از افسران با وجود چند سال خدمت هنوز نمی‌دانند در چه محیطی روزگار می‌گذراند به طوری که وقتی بعد از 25 روز به مرخصی می‌رود با چهره غمگین همسر خود روبه‌رو شده و به او می‌گوید« قِید اوُرا کِه بیر آی کوُف اِلیبسَن!».

* پایین آوردن مرزبانان از کوهستان‌ها بزرگ‌ترین دغدغه مرزبانی است

رحمانی محل خدمت مرزبانان را کوهستان‌هایی با دمایی 35 درجه زیر صفر عنوان می‌کند و می‌افزاید: این ارتفاع برف برای هیچ‌کس ملموس نیست زیرا در شهر چند سانتی‌متر برف می‌بارد، اما در کوهستان برف و کولاک انباشت می‌شود، پس با وجود برف به ارتفاع دیوار تردد روبه‌رو هستیم.

 

 

برای وجود این حجم برف در مناطق کوهستانی به رغم فرا رسیدن تابستان مستندات دارد، می‌گوید مرداد ماه خانواده‌ها کودکان را برای سرسره بازی به ارتفاعات دالامپر می‌برند ولی بعد آنها را پوشانده و در کنار بخاری جای می‌دهند اما جوانان من بدون گلایه سوز سرما را تحمل می‌کنند.

طبق گفته وی برای اعزام به ماموریت، گشت‌زنی و استقرار در کمین باید مسیر پاسگاه‌ها گشوده شود، از طرف دیگر سربازان برای تقویت روحیه باید برای دیدار خانواده به مرخصی بروند، ولی ارتفاع بیش از اندازه برف مسیر را مسدود کرده و یک تا دو ماه مرزبانان در برجک باقی می‌مانند.

هنوز در این ارتباط که بازگشایی راه‌ها وظیفه مرزبانی یا اداره راه است به نتیجه‌ نرسیده‌اند، ولی مشکل پایین آوردن پرسنل از ارتفاعات را با استفاده از بالگرد رفع کرده‌اند، البته اگر شرایط جوی اجازه دهد به طوری که در بهمن سال گذشته در اثر نامساعد بودن هوا، امکان پرواز فراهم نمی‌شد.

روزی که به دلیل صاف بودن هوا مجوز پرواز صادر شد اعلام گردید بالگرد نقص فنی دارد، ولی الحمدالله امسال در سایه رحمت الهی و پشتیبانی فرماندهی مرزبانی آذربایجان غربی مشکل نداشته‌اند.

بنا به گفته وی چهاردیواری برجک و پاسگاه برای این نمی‌باشد که مرزبان در آنجا نشسته و فقط به دیده‌بانی بپردازد بلکه باید مستمر در مرزها تردد داشته و وقایع مختلف را از نزدیک رصد کند که لازمه آن وجود مسیر هموار به دنبال آن آسوده بودن تردد است.

وی از اینکه به رغم نبود سیستم گرمایشی استاندارد و راه مناسب، برجک‌ها و پاسگاه‌ها در دو سال گذشته سرپوشیده شده است اظهار خشنودی می‌کند زیرا در سال‌های قبل یک نفر چنانچه می‌خواست از اتاق به انبار یا سرویس بهداشتی برود وقتی درب حیاط را می‌گشود با چند متر برف مواجه شده و جز ایجاد تونل در دو یا سه مسیر چاره‌ دیگری نداشت.

*خدمت در فضایی بدون امکانات ابتدایی / مرزبانان ریزعلی خواجوی نیستند

شنیده بودم در کوهستان برف را در دیگ جوشانده و به عنوان آب استفاده می‌کنند، رحمانی توضیح داد عدم دسترسی به آب مشکل دیگر ما در بعضی از یگان‌هاست که از طریق توزیع آب معدنی این نیاز رفع شده و در تابستان از چشمه‌ها استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.

طبق گفته وی هر مأمور برای اینکه به بهترین شکل خدمت کند باید از طرف خانواده حمایت عاطفی داشته باشد، که این نیاز از طرف همسر و فرزند نیز وجود دارد و یک مادر یا پدر می‌خواهد فرزند سرباز خود را ببیند ولی به شنیدن صدای او قناعت می‌کند اما به دلیل نبود امکانات مخابراتی و آنتن‌ ندادن تلفن همراه این امکان فراهم نمی‌شود.

وی پیگیری‌ برای تقویت سیستم‌های ارتباطی را بی‌نتیجه می‌داند و می‌گوید: یک همسر و مادر وقتی می‌خواهد از سلامتی کسان خود مطمئن شوند، با پاسگاه تماس گرفته و از بی‌سیم‌چی می‌خواهد برای آنها خبری از عزیز‌شان بدهند، حال آنکه یک مرد اعم از بیست ساله یا چهل ساله می‌خواهد خودش با خانواده خود صحبت کند نه اینکه به رساندن پیغامی اکتفا کند.

 

 

رحمانی با اشاره به توسعه سیستم‌های مخابراتی مانند تلفن ثابت، ایرانسل، همراه اول و رایتل از اینکه هنوز به آن نقطه‌ نرسیده‌ایم بین مادر و فرزند ارتباط کلامی برقرار کنیم، اظهار تاسف کرده و مرزبانان را عضوی از این جامعه و شهروندان آن خواند که از بی‌مهری مقامات رنج می‌برند.

فرمانده هنگ مرزی ارومیه به دوره‌ای از خدمت خود اشاره می‌کند، تلفن همراه فقط در یک نقطه آن هم در قبرستان آنتن می‌داد، برای تماس با خانواده ناگزیر به آنجا ‌می‌رفت ولی اهالی تصور می‌کردند برای نثار فاتحه به متوفیات آنها به قبرستان می‌رود، به او می‌گفتند « سَن نَه الله آدامی سان!»

وی از آنتن ندادن سیمای جمهوری اسلامی ایران در مرز خبر می‌دهد و می‌افزاید: این حق مسلم یک فرد است وقتی دو ماه از جامعه دور است لحظاتی را برای نه سریال‌های تلویزیونی بلکه برای دیدن اخبار بگذراند تا از وقایع اجتماعی و سیاسی کشور و جهان آگاه شود.

وی به مکاتبه‌ متوالی با صدا و سیمای استان اشاره می‌کند چرا که این موضوع نه‌تنها مشکل مرزبانان بلکه مردم روستاها نیز بوده و به ناچار از ماهواره استفاده می‌کنند، که مرزبانان هنگام جمع‌آوری دیش‌ها با مشاهده چهره محزون نوجوانان به فشار روانی دچار می‌شوند.

مشکل دیگر نبود اشتراک برق است جوانانی که تا دیروز پشت میز کلاس درس نشسته بودند الان مانند ریزعلی خواجوی مشعل یا فانوس روشن کرده از کمین‌ها و برجک‌ها بازدید کند، به طوری که این فانوس‌ها در اثر وزش باد خاموش شده، سرباز مستاصل، مات و مبهوت در تاریکی کوهستان وسیع گرفتار می‌شود، الله اعلم باید به یمین برود یا یسار، شمال برود یا جنوب.

* از مسئولان انتظاری نداریم بلکه آنچه می‌خواهیم حق مرزبان است

طبق گفته وی در آذربایجان غربی هفت هنگ مرزی وجود دارد که هنگ مرزی ارومیه از نظر جغرافیایی وسیع‌ترین و خشن‌ترین مرز بوده پستی بلندی زیاد و شرایط جوی متفاوت دارد، این طبیعت خاص و همراهی نکردن مسئولان شرایط خدمت را دشوارتر می‌کند.

طبق گفته رحمانی امکانات رفاهی و معیشتی مرزبانان سایر استان‌ها بهتر از این خطه می‌باشد، ولی مرزهای این استان مانند سایر بخش‌های آن غریب مانده است، به طوری که سربازان برای تامین روشنایی روزانه فقط دو ساعت از موتور برق استفاده می‌کنند.

وی تاکید می‌کند پس از انتزاع مرزبانی از انتظامی، اقدامات قابل ملاحظه‌ای به دنبال مطالعات، نیازسنجی‌ها و تلاش‌های مرزبانی، ناجا و سایر مسئولان انجام گرفت، ولی به نظر می‌رسد با توجه به دشواری‌های این شغل باید منابع مالی بیشتری به این حوزه اختصاص داد.

از شکل‌گیری تصوراتی مبنی بر اینکه مرز متعلق به مرزبانی است شکوه کرده و معتقد است آری، مرز به مرزبانی متعلق بوده و ما باید از آن حفاظت کنیم ولی انجام این مهم به وسیله مرزبانانی که در وهله نخست انسان و شهروند هستند انجام می‌گیرد که به امکانات نیاز دارند.

 

 

بنا به گفته فرمانده هنگ مرزی ارومیه بین حقوق و میزان تلاش مرزبانان تناسب وجود ندارد، به طوری که از مکاتبه با وزیر امور خارجه و رئیس مجلس شورای اسلامی در این ارتباط ابایی ندارد ولی بعضی مسائل را مقامات ارشد کشور باید از نزدیک دیده و لمس کنند.

رحمانی تصریح می‌کند: همه امکانات مورد نیاز برای زندگی عادی در این استان وجود دارد، ولی مرزبانان از این نکته غافل هستند شرایط فعلی به خاطر این به وجود آمده است که سایر دستگاه‌ها به او کمک نکرده‌اند، سایر دستگاه‌ها سستی کرده‌اند، پس به همکاری سایر نهادها احساس نیاز می‌شود.

* مسئولان یک وعده صبحانه مهمان مرزبانان شوند

رحمانی ادامه می‌دهد: تا زمانی که مسئولان یک روز را به بازدید از پاسگاه‌ها و برجک‌ها اختصاص ندهند، برای یک نوبت صبحانه مهمان مرزبانان نشوند، صحنه‌های یخ زدن انگشتان دست و پای جوانان و دلتنگی پدران برای فرزندانشان را مشاهده نکنند برای اتخاذ تصمیمات درخور اقدام نخواهند کرد.

وی یکی از ملزومات امنیت پایدار را تقویت قوای روحی و جسمی مرزبانان ‌می‌داند و معتقد است اگر سربازان با روحیه مضاعف خدمت کنند امنیت همه‌جانبه دست یافتنی است، که عکس آن نیز صادق بوده و رنج بردن سرباز از مشکلات در انجام ماموریت تاثیر منفی دارد، اگر در مرزها اشراف نباشد ناامنی و ناآرامی در کشور موج خواهد زد که نمونه آن در فتنه 88 خود را نشان داد.

بنا به اظهارات رحمانی مطابق با فکر جوانان باید گام برداشت، زیرا وقتی مطبوعات پلیس جهان و بخش دستاوردهای دنیا را مطالعه می‌کنند، به این نتیجه می‌رسند روزنامه‌نگاران دروغ می‌گویند یا لابد آنها شایستگی داشتن این امکانات را ندارند.

فرمانده هنگ مرزی ارومیه از استاندار وقت جلال‌زاده و فرماندار ارومیه شریف‌نژاد به نیکی یاد کرده و می‌گوید: استاندار جدید آذربایجان غربی در مورد اهمیت مرز و مرزبانی صحبت‌هایی کرده‌اند که بیانگر دیدگاه مثبت وی بوده، پس امیدواریم برای حل مشکلات مرزی گام‌ برداشته شود.

وی خاطره‌ای در ارتباط با دو نفر از سربازان که با این شغل آشنا نبوده فقط اطلاعات جزئی از سختی‌های آن شنیده بودند نقل می‌‌کند به این ترتیب که این دو سرباز در ابتدای ورود به برجک بخاری نفتی را روشن کرده و به خاطر طوفان، آتش شعله کشیده دود و زغال به سمت  آنها می‌رود و در فضا پراکنده می‌شود اعتراض کرده که « باخ سن الله، بوجور بَه نیه؟».

همچنین صدای تعقیب و گریز قاچاقچیان و سربازان با فریادهای ایست ایست و شلیک گلوله بلند شده، وحشت‌زده به گوشه‌ای پناه می‌برند، ولی بعدها همین جوانان در مقابل اشرار سینه سپر می‌کنند و راه شهادت را می‌پیمایند.

جان کلام...

با توجه به تهدیدات بالقوه و بالفعل که در کشور ما و کشورهای مقابل وجود داشت، مسئولان سیاسی و امنیتی نظام ایجاد فرماندهی مرزبانی را در دستور کار قرار داده و پیرو آن فرزندان مادرمان ایران به عنوان نیروی استخدامی و نظام وظیفه به کارگیری شدند.

ولی معیشت آنها با دشواری‌های متعدد روبه‌رو می‌باشد، به طوری که اقدامی عاجل برای رفع مشکلات این قشر باید آغاز شود، زیرا تعداد قلیل سربازان آرامش ملتی را رقم زده‌اند.

بر کسی پوشیده نیست اگر لحظه‌ای را در اثر دغدغه‌های شخصی به غفلت بگذرانند، تردد اتباع بیگانه و اشرار، ورود سلاح و مهمات و مواد مخدر، قاچاق ماهواره بیداد می‌کند.

در انتها به فهوای کلیپی اشاره می‌کنم که مرزبانی ارومیه برای تکمیل گزارش در اختیارم قرار داد، در وصف مرزبان و خانواده او چنین آورده است:

اگر نمی‌ایستاد، نمی‌جنگید و نبود    مالک این تربت پاک که بود

نگو این جهاد کار زن نیست        زن وارث این درد است

------------------------

گزارش از: سونیا بدیع



منبع : sogandebaroon[dot]blogfa[dot]com[slash]post-933[dot]aspx

راز آن سالها گزارش‌ فارس از , کمپین ایران 1404 اسامی شهدای , وب سایت خبری ماکو و توسعه, دریاچه هامون, پارس آبادمغان وبلاگ علی کاظمی , وبلاگ خبری سلماس سلماس پرس , کافی نت سروش بوکان,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات