تبلیغات

عنوان مهاجم کاذب



گزارش ویژه: لاماسیایی ها!




گزارش ویژه: لاماسیایی ها!حال سوالی که مطرح می گردد این است که چرا پیکه از همان ابتدا در ترکیب بارسلونا جا افتاد و عملکرد قابل ملاحظه ای از خود به نمایش گذاشت ولی این قضیه برای فابرگاس و آلبا صدق نمی کند؟!La Masia 6

حتماً تاکنون نام لاماسیا، آکادمی فوتبال باشگاه بارسلونا را شنیده اید. همان جایی که بازیکنان بزرگی را به فوتبال دنیا معرفی کرده است. ستاره هایی که پس از روی کار آمدن پپ گواردیولا بیشتر هم به آنها بها داده شد و تعدادشان افزایش قابل ملاحظه ای پیدا کرد. پدرو رودریگز، تیاگو آلکانتارا، ایسا کوئنکا، کریستین تیو و جوان هایی از این دست.

اما امروز پروژه بهره بری از استعدادهای لاماسیا از بندر بارسلون فراتر رفته است. کاتالان ها به واسطه جام های متعدد توانستند انگیزه بازگشت محصولات صادر شده را به دست آورند و آنها را در تیم خود داشته باشند. کاری که پپ در اولین فصل حضورش به عنوان مربی آبی اناری ها با بازگرداندن جرارد پیکه کلید زد و حالا این رویه مرسوم تر و بیشتر هم شده است.

حال سوالی که مطرح می گردد این است که چرا پیکه از همان ابتدا در ترکیب بارسلونا جا افتاد و عملکرد قابل ملاحظه ای از خود به نمایش گذاشت ولی این قضیه برای فابرگاس و آلبا صدق نمی کند؟!

از پیکه شروع می کنیم. مدافع 25 ساله بارسلونایی ها که از همان بدو ورودش به نوکمپ به عنوان مهره اصلی تیم در قلب خط دفاعی شناخته شد آنچنان خوش درخشید که خیلی زود به یکی از بهترین مدافعان جهان بدل گشت. این درحالی بود که پیکه در تیم منچستر بازیکنی نیمکت نشین و ناکارآمد شناخته می شد. از مدافع اسپانیایی در بین شیاطین سرخ و در مدت زمان کم حضورش در جزیره استفاده چندانی نشد تا او در بازگشت به خانه، نیاز به تغییرات زیاد و زمان بر نداشته باشد .

شاید همین عملکرد فوق العاده پیکه بود که بارسایی ها را بر آن داشت تا بیش از پیش به لاماسیایی های بیرون از بارسلون توجه و اعتماد پیدا کنند. به همین دلیل آنها با اصرار بسیار فراوان و در پروسه ای طولانی توانستند موجبات بازگشت سسک فابرگاس را به تیمشان فراهم کنند. بازیکنی که ستاره اصلی و کاپیتان اول توپچی های لندن بود.

با خرید او خیلی ها ابتدا سسک را جانشین ژاوی هرناندز می دانستند اما گواردیولا که بارها هم اعلام کرده بود دلش می خواهد هافبک های بیشتری در ترکیب تیمش داشته باشد از او به عنوان مهاجم کاذب بازی می گرفت. ابتکاری که اوایل خیلی خوب به نظر می رسید اما کم کم با مشکلاتی، از جمله تداخل کاری با لئو مسی روبرو گشت و همین مساله موجب افت بازی فابره در بارسا شد. بازیکن تاثیرگذار آرسنال در بازگشتش به بارسلون روزهای خوبی را پشت سر نگذاشت و با مرور زمان و افت عملکردش خیلی ها را از خود نامید کرد.

در سر راه موفقیت فابرگاس چند عامل مهم نهفته است. اول اینکه او برای جانشینی فردی مثل ژاوی مناسب نبود چرا که پاس هایش دقت او را ندارند و این لو دادن های توپ که فرصت خلق ضد حمله به رقبا را می داد برای تیمی مثل بارسلونا بسیار خطرناک است و به تیم ضربه می زد. دوم اینکه او به دلایلی که بیان شد، گهگاهی در پست آندرس اینیستا به کار گرفته می شد اما خوب ظرافت تکنیکی و تسلط روی توپ سن آندرس را ندارد. (در واقع این مشکل از فابرگاس نیست و این خاصیت شوالیه، بی همتاست!)

جا دارد برای سومین دلیل عدم توفیق سسک در بارسا به سومین بازیکن لاماسیایی بازگشته به جمع آبی اناری ها اشاره کنیم. بله، جوردی آلبا. مدافع چپ سابق والنسیا که دریورو 2012 خارق العاده بود و بیش از حد تصور درخشید.

اما اگر به همین مدت زمان کم حضور آلبای 23 ساله در بارسا نیز بیشتر توجه کنید متوجه خواهید شد که او هم مانند سسک با مشکلاتی ذهنی در تیم جدیدش روبرو گشته و همین مساله کار را برایش سخت می کند.

آلبا در والنسیا آزادی عمل بیشتری داشت. او با فرارهای متعدد و ارسال های فراوان در بین سفید پوشان نامی برای خود دست و پا کرد اما در تیمی به سبک بارسلون، هیچ یک از این دو ویژگی به کار چپ پای ریز نقش نمی آید و برعکس مختل کننده تیکی تاکای معروف بارسا هم هست.

آلبا هنوز کاملاً اهمیت انجام شرح وظایفش را در تیم بارسلونا نمی داند و این موجب می شود روی کارهای تدافعی خیلی جا بماند. کاری که مرتب سعی دارد با استفاده از سرعت بالایش آن را جبران کند اما برای تیمی به سبک بارسا که در بیشتر بازی ها و اکثر دقایق حاکم مطلق بازی است همین تک ضد حملات رقبا بلای جان می شود.

عجله نکنید! قبل از آنکه به ادامه بررسی دلایل تفاوت های سسک آرسنال و سسک بارسا بپردازیم باید نکته مهم دیگری را متذکر شویم و آن ریز شدن روی عملکرد آن دسته از بازیکنان بارساست که از تیم لندنی آرسنال خریداری شده اند.

از وقتی آرسن ونگر با تفکرات ویژه خود هدایت توپچی های لندن را بر عهده گرفت سعی داشت تفکرات مختص خود را در تیم آرسنال پیاده کند. تاکتیک های ویژه ای که خیلی ها به اشتباه آن را با تاکتیک های همین بارسا مقایسه می کنند اما در واقع ونگر فقط برتری در حفظ توپ را از بارسایی ها الگو گرفته و فلسفه ای جداگانه نسبت به آنچه در تیکی تاکای بارسا می بینیم در سر دارد. به همین دلیل هم پس از آنکه ونگر توانست تفکرات تاکتیکی اش را در تیمش جا بیاندازد بازیکنان این تیم با فلسفه خاص او پرورانده شدند و تغییر دادن ماهیت کاری و ذهنی آنها دشوار می گردد. به خصوص بازیکنانی که سال ها زیر نظر این پروفسور فرانسوی فوتبال آموزش دیده باشند.

الکساندر هلب (گلب) اصلاً به کار بارسا نیامد وآنری هم هیچ وقت آن بازیکن بی نظیر آرسنال نشد. اتفاقی که هیچ بعید نیست برای الکس سونگ کامرونی هم بیافتد چرا که توپچی ها دیگر خود نیز دارای فلسفه ای خاص در فوتبال دنیا هستند. (شبیه این اتفاق و ناکامی ها برای بویان و جفرن هم روی داده است و موضوع تفکرات پایه روی هر بازیکنی تاثیر گذار است.)

اما این رویه ناکامی آرسنالی ها در بارسا برای فابره کمی تفاوت دارد. او کارش را با لاماسیا آغاز کرده و درست که زیر نظر مربی فرانسوی رشد یافته اما به خوبی از نوع تفاوت های دو تیم آرسنال و بارسا آگاه است و می داند برای موفقیت در بین آبی اناری ها بیشتر از این ها صبور باشد تا جایگاه واقعیش را بیابد. همان طور که در بازی شب گذشته مقابل سویا، نشان داد می شود برخلاف بقیه آرسنالی های به بارسا آمده به درخشش مجدد او دل بست.

در ورزشگاه سانچز پیسخوان، نحوه استفاده از فابره اندکی تغییر یافت و این اندک تغییر روی نمایش او هم مثبت واقع شد. بدین شکل که وقتی مسی در بین اجتماع پر تعداد مدافعان حریف قرار می گرفت، برای توپ گیری به میانه های زمین می آمد و سسک که تا پیش از این از طراحان حملات، آن هم از میانه های زمین بود، به سمت دروازه حریف پیشروی می کرد و با آزادی عمل بیشتری که در آرسنال از او سراغ داشتیم به بازی می پرداخت. شاید پست او دیگر آن پست شماره 9 معروف به حساب نمی آمد و پست فابرگاس تلفیقی بود از بازیکن آزاد آرسنال و مهاجم کاذب فصل پیشین بارسا.

از نکات ذکر شده می توان به این نکته مهم نیز پی برد که استعدادهای لاماسیایی اگر در تیم های ثانویه شان در ترکیب اصلی و تفکرات تاکتیکی مربیانشان جایگاهی نداشتند می توانند به سرعت در ترکیب تاکتیکی بارسا بگنجند و موفق هم ظاهر شوند چرا که مشخص می گردد آنها نتوانسته اند آموزه های لاماسیا را از یاد ببرند و یا تغییری در آن ایجاد کنند و این شاید به دلیل پایبندی آنها به اصول فراگرفته باشد. اما اگر همین لاماسیایی ها به عنوان ستاره به بارسا بازگردند برای تطبیق با کاتالان ها نیاز به زمان بیشتری دارند. حتی شاید فرصتی به اندازه چند فصل!

برخلاف بازگشتی ها، جوانانی که مستقیم از تیم های پایه به تیم اصلی بارسا می پیوندند می توانند خیلی زود در ترکیب تیم جا بیافتند. درست مثل پدرو و بوسکتس که در اولین فصل حضورشان درخشان ترین عملکردشان را به نمایش گذاشتند و یا مارتین مونتویایی که در بازی برگشت سوپر کاپ مقابل رئال بسیار هماهنگ نشان داد. به همین دلیل بازیکنانی نظیر مونتویا، تیو، تیاگو و کوئنکا می توانند راحت تر در ترکیب اصلی بارسا قرار گیرند و می شود انتظارات بیشتری برای آینده از آنها داشت.

 




منبع : messi-xavi[dot]mihanblog[dot]com[slash]post[slash]274

شهر بارسا گزارش ویژه , BARCELONA, رئیس آبی ها Blues Boss آلمان را بهتر , هواداران لیونل مسی و بارسلونا , علم فوتبال سیداحمدموسوی چرا , footbal زندگی نامه کاکا, علافان فوتبالی دوره 17 زندگی ,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات