تبلیغات

تلاشم کردم



160. امان از شانه ات, چانه ات, آن چشمان ِ وحشی ات.

من تمام ِ تلاشم را کردم .. نه, اینطور فکر نکنید که من تمام ِ تلاشم را نکردم .. من از همان زمستان ِ قبل که پیامش را دیدم تلاشم را کردم .. نه که فکر کنید از همین پریروز شروع کردم به تلاش کردن .. اصلا نه که فکر کنید تلاش برای فراموش کردن ِ او بوده است .. نه .. من از همان وقت که موهایم کمی بلند شده بود تلاش کردم وابسته نشوم .. من مقاومت کردم .. آن قدر زیاد که گاهی گریه ام میگرفت از این همه سخت بودن .. من ایستادم و با تمام ِ توانی که یک دختر بیست و چهار ساله دارد گفتم نه .. دلم خواست و گفتم نه .. دلم تنگ شده بود و گفتم نه .. دلم گفت آره و من گفتم نه .. من حتی آن روزی که تمام ِ طول مسیر تهران-شمال را به خش ِ صدای او فکر کردم داشتم تلاش می کردم صاحب ِ آن صدای خش دار را نخواهم .. می بینید؟ من همه ی تلاشم را کردم .. من حتی آن تابستانی که موهایم را از ته زدم داشتم تلاش می کردم نخواهمش .. داشتم تلاش میکردم از یاد ببرم که چقدر موی کوتاه دوست دارد .. داشتم زور میزدم باور کند که نمیخواهمش .. و چقدر ترسیدم آن شب وقتی چیزی را که خودم باور نداشتمش, او داشت باور میکرد .. اصلا توی همین یک هفته ی گذشته .. بله توی همین یک هفته ی گذشته هم تلاش کردم .. که از تمام ِ دیواره های تو در توی تنم جدایش کنم و به دل بی صاحبم بقبولانم که ما هیچ چیزیمان با هم جور نیست .. ما که آن شب حتی سیگارهایمان را از پاکت های جدا انتخاب کردیم .. آخ که چقدر تلاش کردم مدام به این فکر کنم که من شبیه هیچ کدام از دخترها نیستم .. من خودم را دوست ندارم .. خودم را جایی گم کرده ام .. و به درد ِ او نمیخورم .. راستش من حتی آن وقتی که سرم را روی شانه هایش گذاشتم هم .. نه, نه, آن جا تنها جایی از این جغرافیای زمخت بود که برای هیچ چیزی تلاش نکردم و چشمانم را آرام بر هم گذاشتم .. می بینید؟ من همه ی تلاشم را کردم .. اما "عشق" بی رحم تر از همیشه وارد شد.


منبع : epode[dot]blogfa[dot]com[slash]post-160[dot]aspx

160 امان از شانه ات چانه ات آن , رمان , پرسه صبح ِ بهمن ِ بهاری , ساچی , دنیای کشتی گودرزی آماده دوم شد, دل نوشته های من من اگر مخترع بودم, خاطرات پسرم بردیا سومین شمع,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات