تبلیغات

بهگونهای دیگر بوده



ساختار قصه هاي قرآن
قصه، حدیث، نبأ، مثل
قصه، مفرد«قِصص» و مترادف«قَصص» به معنای«سرگذشت» و«خبر» میباشد. در قرآن، قصص بهمعانی غیرداستانی نیز آمده است، مانند«پیجویی»، «بیان» و در شش مورد بهمعنای داستان میباشد. کلمهی قصص 27بار به صورت فعل و اسم بهکار رفته است.[3]
قصهی قرآنی یعنی پیگرفتن اخبار گذشتگان.«لقد کان فی قصصهم عبره لاولیالالباب»(در داستانهایشان برای خردمندان عبرتی است) (یوسف،111).[4]
"حدث"، بهوجود آمده و "حدیث"، هر چیز تازه را گویند، قول باشد یا فعل. مانند«هل اتیک حدیث موسی(آیا به تو حکایت موسی رسیده است) (نازعات، 15).
کلمات نبأ و انباء هرگاه در مورد سرگذشت اقوام و حوادث زندگی بهکار رود، معنای داستان و خبر دارد.
راغب چند خاصیت برای نبأ قائل است:
1.واقعی و عاری از دروغ باشد.
2.مفید علم یا ظن باشد.
فیل(سوره فیل)، طالوت و جالوت(بقره،264-251) و داستان عزیر پیامبر(بقره، 259) قصه نیستند، بلکه نبأ میباشند.
قرآن داستانهای خیلی کوتاه را«مَثَل» نامیده است. در مجمعالبیان داستانهای ساری و جاری بر زبان، مَثَل گفته شده است.

استعمال مَثَل در قرآن چند نوع است:
1.مثلهایی که ضربالمثلند.
2.مثلهایی که داستان هستند.
مثل بهمعنای داستان:
داستان شیطان«کمثل الذین...کمثل الشیطان اذ قال...» (حشر16- 15)، حبیب نجار«و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریه»(یاسین 13)، و... .
مثل بهمعنای ضربالمثل:
(اعراف، 176)،(بقره، 261 - 264 - 265)،(زمر، 29) و... . [5]

برای تعریف قصهی قرآن، از خود قرآن، دو شیوه استفاده میشود:
الف. قیودی که در قرآن، دربارهی قصه، ذکر شده:
1. تفکرانگیز بودن(یوسف، 2)
2. احسنالقصص(آل عمران، 62)
3. ایجادکنندهی ثبات برای انبیا(هود، 120)
4. تذکر برای مؤمنین(هود، 120)
5. واقعی بودن قصهها(یوسف، 111)
6. تصدیقکننده کتابهای آسمانی قبل از خود(یوسف، 111)
7. جدیدبودن قصهها و روش پرداخت. [6]
ب. بررسی فنی قصههای قرآن و بهدست آوردن قواعدی ثابت در آن.

قصههای قرآن از لحاظ روش دارای این ویژگیهاست:
1. در مقدمه همگی یا اغلب دارای تم(فکر غالب بر قصه)؛
2. مقدمهای کوتاه؛
3. بحران، گره و نقطه اوج؛
4. پایان، نتیجه و پیام؛
برای نمونه در سورهی یوسف تم قصه(خواب یوسف و خطری که او را تهدید میکند) از مقام بلند یوسف، بلندنظربودن پدرش و حسادت برادرانش خبر میدهد. بقیهی داستان توضیح این عناصر(تم) است. توطئهی برادران و فروختن یوسف بحران اول قصه است؛ زیرا از این لحظه سرنوشت یوسف تغییر میکند. بحران دوم مبارزه با زلیخا و زندان رفتن وی و بحران سوم به دربار رفتن یوسف است. شاید اوج داستان هم در همینجاست، از این به بعد گرههای داستان باز میشود و عاقبت همگی به دربار آمده و به سجده میافتند و سجدهی ستارهها در اول داستان(تم) با سجدهی آخر داستان کاملا مرتبط میگردد.
روابط علت و معلول در حوادث داستان یوسف دیده میشود، در قصه، زاویهی دید، با دلیل عوض میگردد و گفتوگوها کاملا براساس شخصیت هر فرد و شخصیت اصلی(یوسف) آورده میشود و بقیه، در حد لزوم پرداخت میگردند. در قصهی قرآن از نماد استفاده شده است. هفت گاو چاق و لاغر به هفت سال راحتی و قحطی تعبیر میشوند.[7]
قصههای قرآن دارای ملاکهای فنی قصهی امروزی، شامل شروع، اوج و پایان میباشند. قصهی قرآن را قصهی ادبی نیز میتوان نامید و نباید تنها آنرا قصهی تاریخی دانست.[8] کثرت قصههای قرآنی در سورههای بلند، از اینروست که بهخاطر بلندی آیهها، طنین آرامشان مستعد داستانگویی و استعمال قالب داستان برای ابلاغ پیامند.
قصههای قرآن از لحاظ پراکندگی عناصر، قصهی کوتاه هستند. در قصهی کوتاه عنصری خاص برجسته میشود و مدار قصه قرار میگیرد، بهگونهای که دیگر عناصر در سایهی آن قرار میگیرند. داستان کوتاه را خواننده نباید با شتاب بخواند، بلکه بایستی با درنگ و تأنی از آن بهرهمند گردد. حسن داستان کوتاه بیشتر در این است که خواننده به طول و تفصیل زائد بر نمی­خورد. داستان کوتاه حد فاصل رمان و قصه است و از حیث لحن طبیعی به رمان برتری دارد، هیچ شکل و قالبی در دنیای ادب نمیتوان پیدا کرد که تا این حد از«تصنع» به دور باشد.
فرق رمان و داستان کوتاه آنست که رمان به تشریح و داستان کوتاه به تجسم و توصیف میپردازد. داستان کوتاه خوب، آموزش، شرح نهان و روشنگر و موضوع عمیقی دربر دارد، گوشهای از خصائص انسان را میگوید؛ و دارای تمرکز است. داستان کوتاه، شخص، شی و قضیهای را شامل میشود.[9]
عمر قصه و قصهگویی به اندازهی پیدایش زبان و گویایی انسان است. قصه همواره منعکسکنندهی دیدگاه انسان دربارهی جهان و عوامل ناشناختهی اطرافش و وسیلهی انتقال و آموزش آداب و سنن، اعتقادات و تاریخ نسلی به نسل دیگر بوده است. در میان اقوام و فرهنگهای گوناگون، هیچ قالب بیانی به اندازهی قصه نافذ و مؤثر نبوده است. این تأثیر آنگاه که با بلاغت و اعجاز وحی همراه گشته، بسی افزون شده است؛ بنابراین در همان آغاز دعوت نیز قصهگویی قرآن از ابزار تبلیغی آن بوده است.[10]
نمادین بودن قرآن نیز از ویژگیهای یک کلام بلیغ است. در اصطلاح ادبی، کنایه و توریه، دو گونه نامآور رمز و نماد، به همین معنایند.
داستانها و تمثیلهای قرآن، همچون سایر ابعاد ادبی این کتاب بزرگ از دیرباز الهامبخش هنرمندان، نویسندگان و محققان اسلامی بوده که در این زمینه آثار ماندگار و ارزشمندی را پدید آوردهاند.[11]
از دانشوران بزرگ فارسی زبان، فردوسی، عطار، سعدی و مولوی نامآوران بدیل این عرصهاند. در ادبیات عرب نیز ابن کثیر، فخر رازی و ثعالبی علاقهای خاص به جمعآوری قصههای پیشین نشان دادهاند. از دانشوران معاصر عرب، گروهی سرشناس به قصههای قرآن اهتمام ورزیدهاند که بیشتر از مصر برخاستهاند؛ همچون عبدالوهاب نجار با قصصالانبیا، شیخ­محمد عدوی با دعوهالرسل الی الله تعالی.[12]
در قصههای قرآن، سه عنصر برجسته دیده میشود: شخصیت، رویداد و گفتگو. در قصههایی که انذار و بیمدهی هدف اصلی است،«رویداد» عنصر برجستهی قصه بهشمار میرود. در قصههایی با هدف انگیزش عاطفی یا آرامشبخشی به پیامبر و مؤمنان، عنصر مهم«شخصیت» است. و اگر هدف اصلی دفاع از دعوت اسلامی و پاسخگویی به مخالفان باشد،«گفتگو» عنصر مهم را میسازد.[13]
برای نمونه قصهی صالح(ع) را مرور میکنیم. نخستین جلوههای آن، در سورههای شمس و قمر آمده است. در این جلوهها عنصر اصلی«رویداد» است؛ یعنی حوادث مصیبتبار قوم ثمود. اما آنگاه که دعوت اسلامی پیش میرود، در جلوههایی در سورههای اعراف و شعرا، عنصر قوی«گفتگو» بروز میکند. در سورهی نمل اینبار انذار برای ستیزندگان پیامبر است و عنصر اصلی قصه به«رویداد» باز میگردد که نزول عذاب الهی است.



شکل 1: فرم هندسی قصه [14]

تفاوت قرآن با سخنان دیگر آن است که در عین خیالانگیزی واقعبینانه است و به اصطلاح رمانتیک نیست. [15]
از تکرار قصههای قرآن چند نکته را متوجه میشویم؛ همهی پیامبران پیش از محمد(ص) پیام اصلی واحدی را تعلیم می­دادند؛ همه پیامبران امتهای خود را دعوت میکردند تا رفتارشان را بر پایه عقاید درست بنا نهند؛ محمد(ص) نباید در برابر مخالفتهای سرسختانه دلسرد شود؛ زیرا قبل از او نیز پیامبران از سوی امتهایشان مورد انکار قرار گرفتهاند؛ مخالفان محمد(ص) اگر روششان را اصلاح نکنند، خدا با آنان همانگونه رفتار خواهد کرد که با امتهای سرکش قبلی رفتار کرده است. [16]

تنوع روش نمایش
1. فشردهای از داستان بیان میشود، سپس به تفصیل میپردازد.(کهف)
2. نتیجهی داستان در آغاز میآید و بعد تفصیل میشود، نظیر ماجرای موسی.(قصص)
3.داستان بهطور غافلگیرکننده، مستقیم و بیمقدمه گفته میشود مانند تولد عیسی.
4.هدف از نقل ماجرا، تکیه بر قهرمانان آن است، مانند ابراهیم و اسماعیل در ساختن کعبه.(بقره،127)
5. راز ملاقات یا برخورد بر قهرمان و نظارهگر و شنونده پوشیده است نظیر موسی و بنده صالح خدا.(کهف،61 - 79)
6. بازیگران فراموش میشوند و راز قضیه با نیشخندی که نثار ناباوران میشود، بر تماشاگران آشکار است.(قلم،17)
7. اندکی از راز قضیه بر تماشاگر آشکار و قهرمان مورد بیم است و زمانی ترس بر هر دو حاکم است، نظیر آوردن تخت سلیمان و در آمدن ملکه سبا به کاخ بلورین.
دامن خود، بر کشید، سرو، چو بلقیس
کآب، گمان کرد، آبگینه میدان [17]
8. بهطور ناگهانی قهرمان و تماشاگر در آن واحد با هم برخورد میکنند و راز مطلب بر هر دو معلوم است، مانند تولد عیسی.(مریم 18 - 33)
9. از تابلوهای مختلف تشکیل شده نظیر سوره یوسف که شامل بیست و هشت تابلو است. [18]
درحالیکه انسان از این جلوههای هنری در قصههای قرآن حظ میبرد، میبیند که ادبیات داستانی ما ادبیات غربی و گاه شرقی را الگو ساخته است، در صورتی که اندیشه و الهامها باید از منبع کامل و جمیلی باشد که به سرچشمه جمال جهان و زندگی متصل است. اگر تم داستان از قرآن سرچشمه بگیرد و به روش آن توجه کند اثری کامل و جاودانه خواهد شد.

منابع :

[1]. حسینی(ژرفا)، ابوالقاسم؛ مبانی هنری قصههای قرآن، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1379، سوم، ص 15.
[2]. طباطبایی، محمدحسین؛ داستانهای قرآن و تاریخ انبیا در المیزان، تهران، سبحان، 1378، دوم، ج 1، ص 9.
[3]. موسوی گرمارودی، علی؛ داستان پیامبران ، تهران، قدیانی، 1377، هشتم، ج1، ص 8.
[4]. حسینی(ژرفا)، ابوالقاسم؛ پیشین، ص 15.
[5]. ولیزاده اسدآبادی، علی؛ اشارات فنی به قصههای قرآن، همدان، مفتون همدانی، 1378، اول، ص 21.
[6]. همان، ص 23.
[7]. همان، ص 24.
[8]. همان، ص 25.
[9]. سعیدیان، عبدالحسین؛دانشنامه ادبیات، تهران، ابن سینا، 1353، اول، ص 67.
[10]. حسینی(ژرفا)، ابوالقاسم؛ پیشین ، ص 17.
[11]. حداد، حسین؛ کتابشناسی قصههای قرآنی، قم، اسوه، 1374، اول، ص 7.
[12]. حسینی(ژرفا)، ابوالقاسم؛ پیشین، ص 19.
[13]. همان، ص 130.
[14]. حسینی، محمد، ریخت شناسی قصههای قرآن؛ تهران، ققنوس، 1382، اول، ص 293.
[15]. سید قطب، فولادوند محمد مهدی؛ آفرینش هنری در قرآن؛ تهران، بنیاد قرآن، 1360، دوم، ص 208.
[16]. میر، مستنصر، محمدی مظفر، محمدحسن؛ ادبیات قرآن(مجموعه مقالات)؛ قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1387، اول، ص 63.
[17]. همایون فرخ، رکنالدین؛ دیوان حکیم مختاری غزنوی، تهران، علمی، 1366، ص 298، ب 2.
[18]. سید قطب، پیشین، ص 159.

برگرفته از : پژوهه دات کام

منبع : ayghesse[dot]blogfa[dot]com[slash]post-16[dot]aspx

آی قصه قصه قصه , کارنامه سینمایی یک شاعر فروغ , oil حفاری جهتدار, پایگاه اطلاع رسانی خط عدالت, نگاه نو پل های ماکارونی, مهندس غزال مرغایی زاده آمونیوم , وبلاگ متصدیان بانک سرمایه,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات