تبلیغات




خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان



روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


بحران سودان جنوبی ادامه خواهد داد وزیر امورخارجه آمریکا




 

بحران کانال سوئز و دو راهی بریتانیا در سازمان ملل متحد

     دبلیو.ام. "راجرلوئیز"

            ترجمه حسین چراغي                   

 

تنها یک سخن یاحکمت بدتر از"کشورمن به حق است یا ناحق" وجود دارد وآن این است که "سازمان ملل حق است یا ناحق"

                          "آنرین بوان"1

به گفته "آنرین بوان" که سخنان وی هنوز هم بر دل می نشیند و تاثیرگذار است، بریتانیا در سرتاسر بحران نوامبر 1956کانال سوئز تقسیم شده بود.در یک طرف افرادی ایستاده بودندکه به امپراطوری وابرقدرتی سنتی بریتانیا اعتقاد داشتند ودر طرف دیگر کشورهای ابرقدرت های سازمان ملل بودند وکسانی بودندکه از منشور سازمان ملل حمایت می کردند  و بخش جدیدی از قوانین بین المللی را گشودند ، در واقع  1- در فعالیت های بشری 2- در سازمان ملل، و بنابراین تبعیت بزرگی از این دو مسئله ونهاد ایجاد کردند.

در حقیقت نه تنها یک دلیل بزرگ  دو وجهی و دوپهلو در اتخاذ چنین توجیهات و محکومیت های احساسی وجودداشت،بلکه از هر موضوعی از اواخر1930در مورد مسائل مربوط به تسلی وتسکین در قضایای مختلف بارزتر بود. همان طور که آقای بوان به درستی واصولی این شکاف را مشخص کرده بود. ازموضوعات مهم وحیاتی در بحران کانال سوئز که به صورت مشترک و بسیار زیاد محور بحث بود، به نظر می رسیدآن چیزی باشدکه نظم نوین جهانی ناصر وکانال سوئز است.آنها کسانی در سازمان ملل متحد بودندکه اعتقاد داشتند بحران کانال سوئز آزمون بزرگی است.

 ملی سازی شرکت کانال سوئز توسط ناصر در 26جولای 1956 نه تنها باعث به وجود آمدن بحران در سازمان ملل شد بلکه دربسیاری اوقات این زمان از جهت این که صحت و درستی اصول و قوانین بین المللی در تضاد با منافع رژیم های اروپایی غیر قابل تغییر و بازگشت است نقطه عطفی در تاریخ بود.در سال 1956 نه تنها بریتانیا در مورد رویکرد سازمان ملل در مورد حفظ صلح در کانال سوئز محتاط بود.این احتیاط دارای چند بخش بود چون بریتانیا به خوبی از اختلاف منافع وسیاست های خود و ایالات متحده در این بحران آگاه بود. هم چنین ممکن بود این قضیه به علت عملکرد ضعیف شورای امنیت در بحران بین اسرائیل ومصر در سالهای قبل از1956 باشد.درسال 1951 شورای امنیت به مصر اعلام کرد که از مداخله در عبور ومرور کالاهای اسرائیلی در کانال سوئز اجتناب کند2.در سال 1955 به هر دوطرف درگیر مجددا اعلام کرد که شرایط ولوازم آتش بس را مهیا کنند3.تمامی اینها تاثیر بسیار کمی داشت.بحران کانال سوئز درتابستان 1956آغاز شد،  حتی بعد از نزدیک به 2ماه که از بحران گذشته بود این موضوع به سازمان ملل ارجاع نشد، ولی روی ابتکار آقای آنتونی ایدن این بحران به سازمان ملل ارجاع شد نه توسط آقای جان فاستر دالس یا جمال عبدالناصر.

از دلایل درنگ وتعلل در این بحران منوی باز آنتونی ایدن وزیر امور خارجه بریتانیا بود که استفاده از قدرت نظامی در مواقع ضروری در برابر مصر را امکان پذیر می کرد.اما استفاده از اقدام نظامی توسط بریتانیا عمیقا به وسیله تعهد این کشور به منشور سازمان ملل متحد که استفاده از عمل یک طرفه به جز در شرایط حاد و "دفاع از خود" محدود می شد.

دفاع از خود بحثی بود که توسط نخست وزیر" لرد کیلمور" که بوسیله آنتونی ایدن پذیرفته شده بود و استفاده از گزینه نظامی را در صورت لزوم امکان پذیر می کرد.اما آقای نخست وزیر به خوبی آگاه بود که در هم شکستن و حمله به مصر می تواندانحراف از اصول منشور ملل متحد باشد.دراین خصوص موضع بسیار سرسختانه ای به وسیله رئیس اداره حقوقی آقای "جرالد فیتزموریک" اتخاذ شد.این پافشاری، سماجت وهشدار آقای موریک باعث شدکه آقای ایدن واکنش نشان داده و نوشت:....(فیتز آخرین شخصی است که میخواهم با آن مشورت کنم، حقوقدانان همیشه در برابر کارهایی که ما  انجام می دهیم می ایستند.) به خاطر خدا آن ها را از این قضیه بیرون نگه دارید.این یک موضوع سیاسی است4....

در حقیقت این موضوع هم سیاسی وهم حقوقی بود.این درتاریخ سازمان ملل بسیارجالب توجه بود آنهایی که مثل فیتزموریک علاقه مند ومسئولیت پذیر بودند، یکی از حقوقدانان برجسته درکابینه بریتانیاکسی که بعدها به عنوان یکی از اعضای دیوان بین المللی دادگستری در لاهه برگزیده شد.وی هردو جنبه،در سرتاسر موضوع را به وضوح مشاهده کرد.اونوشت : عمل تهاجم نظامی بر علیه مصر تاثیرگذاری اخلاقی بریتانیا درسازمان ملل را تخریب خواهد کرد. فیتز موریک در مورد نتیجه این عمل بسیار موکد و نگران بود: اگر ما به مصر حمله کنیم، به اعتقاد من، ما باید به وضوح تعهدمان را شکسته ودر منشور سازمان ملل شکاف ایجاد کنیم5.

یک نگرش محتاطانه وشکاک در این دوره، مشخصه سازمان ملل بود رویکردی که نه تنها آنتونی ایدن، بلکه همچنین بالاتر از آن در دبیرکل سازمان ملل آقای "دگ هامرشولد" (1951-1963)، بود6.به طوری که وی بعدها شهرت بسیاری کسب کرد، کسی که در سال های اولیه تصدی این پست، کیفیت احتیاط و ملاحظه کاری را تعریف کرد.بحران کانال سوئز وی را به عنوان رهبری معرفی کرد که انگیزه ،هیجان ، وسعت دید، وانرژی بالای وی را مشخص ساخت. درکل زمانی که تصدی دبیرکلی سازمان ملل را برعهده داشت توانست مسائل را هدایت کرده و موضع بی طرفی خودرا حفظ نماید. عملکرد او بسیار قابل توجه بود به خاطر این که انتقادها و هشدارهای وی که همیشه میخواست مصرتر از گذشته شود بعدها در زمان مسئولیت او مخصوصا در طول دوران بحران کنگو در سال 1960. موقعیت وی همیشه متزلزل و آسیب پذیربود چون که نه قدرت های بزرگ سازمان ملل در پیش بردن اهداف به او اعتماد میکردند، و نه بریتانیا و نه مصر، و نه ایالات متحده آمریکا میتوانست در حمایت از منافعش بر روی او حساب باز کند.هامرشولد مرد خودش بود.بریتانیا از روی تمسخر به عنوان پیشوای رودخانه شرقی از وی نام برده بود.7

.این بخش انگیزه ها و اهداف بریتانیا را بررسی خواهد کرد. در نتیجه تعدادی از دلایل عملکرد ضعیف و شکست شورای امنیت در اتخاذ راه حلی موثر در این بحران را توضیح خواهد داد.هم چنین نقش و محوریت غیر عادی مجمع عمومی سازمان ملل را در این بحران مشخص خواهد ساخت.

در ارزیابی های اولیه بریتانیا در مورد تغییر رویکرد سازمان ملل، نتیجه منفی بود. کمیته اداره خارجی با این که بهتر است که یک کنفرانس دریایی با حضور قدرت های دریایی خارج از سازمان ملل برگزار شود موافقت کرد.نشست ویژه مجمع عمومی بایستی اتفاقی باشد، براساس کمیته اداره خارجی، نشست شورای امنیت نیز رضایت بخش نخواهد بود.جو وفضای غالب در سازمان ملل جنگ سرد بود و احتمال میرفت که هر طرحی که توسط برتانیا ارائه می شود به وسیله اتحاد شوروی وتو شود. همچنین کمیته اداره خارجی به نتیجه منفی رسید، در مورد این که هر اطلاعاتی که از طرف بریتانیا به دبیرکل داده شود وی تمایل خواهد داشت که نظرات خود را ارائه دهد.گزارش کمیته در مورد این که رای چین در شورای امنیت احتمالا به نفع یا به سمت اعراب خواهد بود، نگرش منفی کامل سازمان ملل در مورد این موضوع را مشخص کرد.به طور واضح انتظار زیادی از سازمان ملل نمی توانست داشته باشد8.

نخست وزیر نیز انتظار نداشت که رویکرد سازمان ملل قابل بازگشت باشد. وی در 8 آگوست اشاره کرد : (لطفا به ما اجازه دهید که در مورد سازمان ملل ساکت باشیم)9. این رویکرد وی به طور کامل در دیدگاهش  نسبت به جامعه ملل ریشه داشت.آنتونی ایدن خود را به عنوان یک شخص بین المللی معرفی می کرد، درحالیکه وی شخصا هم به جامعه ملل و هم به سازمان ملل به عنوان سازمانهایی نگاه می کرد که ضررشان بیش از منفعتشان است.وی درسال 1930جامعه ملل را یک اداره خارجی گسترش یافته توصیف کرد.سازمان ملل خیلی کم تر نادیده گرفته شد.با این همه وی به حمایت ایالات متحده آمریکا وکشورهای مشترک المنافع نیاز داشت، هردو طرفی که به طور فزاینده ای می توانستند وجهه بریتانیا را در ارجاع نزاع به سازمان ملل بسیار خوب و منطقی نشان دهند. ایدن نمی خواست در اذهان عمومی و قضاوت آنها به عنوان متجاوز شناخته شود.بنابراین او تصمیم گرفت با آماده سازی یک کنفرانس دریایی و در نهایت موافقت با ارجاع موضوع به سازمان ملل این موضوع را اثبات کند که بریتانیا روشهای مختلفی را برای حل صلح آمیز بحران استفاده کرده است. اما درنهایت یک تفاوت اساسی و قطعی بین حاکمیت او و ایالات متحده وجود داشت، ونه حداقل در حزب کارگر. دربیشتر زمان این طوربه نظر می رسید که دولت بریتانیا خواهان حل موضوع با استفاده از سازمان ملل است. با این حال آنتونی ایدن شخصا هرگز در مورد این قضیه که بریتانیا باید بدون توجه به سازمان ملل در مسیر منافع خودش حرکت کند تردیدی به خود راه نداد.در اواخر آگوست 1956 حتی قبل تر از آن نشانه هایی از خستگی و تنش در بریتانیا وجود داشت.چهار یا پنج رای دهنده بریتانیایی اعتقادداشتند که اختلاف باید به سازمان ملل ارجاع شود10.بسیاری از اعضای کابینه اعتقاد داشتندقبل از این که گزینه نهایی(عملیات نظامی) استفاده شود موضوع باید به سازمان ملل ارائه شود. در توضیح و رفتار محطاطانه بریتانیا درقبال سازمان ملل آقای" لردهوم" وزیر ارتباطی کشورهای مشترک المنافع، به طور مشخصی موافقت بیشتری به همراه استرالیا و نیوزیلند بیش از کانادا،پاکستان وهند در این موضوع داشت.

که بیشتر به رویکرد ایالات متحده وابسته بود.در داخل کابینه بریتانیا آقای "مک میلییان" به عنوان وزیر خزانه داری بریتانیا نه به خاطر پیش بینی بحران اقتصادی در بریتانیا بلکه به خاطر ملاقاتی که در ماه سپتامبر در واشنگتن و ارزیابیهای وی از رئیس جمهورآیزنهاور و وزیر امورخارجه آمریکا جان فاستر دالس داشت دارای پست مهم و ویژه ای بود. اگر ایدن در مورد آمریکاییها قضاوت بدی داشت، این عدم درک وقضاوت بد در بیانات آقای مک میلییان بارزتر بود، : اگر آقای آیزنهاور به هر دلیلی یا روشهای دیگر در صدد سرنگونی ناصر باشد نمی تواند در برنامه بریتانیا مداخله کند. به طور دقیق تر مک میلییان این موضوع را در اواسط سپتامبر در تصمیم بریتانیا در ارجاع موضوع به سازمان ملل در جواب دالس نوشت.اعصاب دالس به هم ریخت : ماباید جلوی هرچیزی که باعث زحمت در نیویورک می شود بگیریم. با این حال ایدن به راه خود ادامه می داد. تصمیم  بریتانیا در13سپتامبر 1956مبنی بر این که که موضوع را به سازمان ملل ارجاع دهد نقطه تحولی در بحران  ایجاد کرد. ایدن خودش می خواست در دو راهی که شروع کرده بودباشد.1-حمله نظامی اگر لازم و ممکن باشد2- به عنوان مردی باشد که با با ارجاع موضوع به سازمان ملل متحد ازصلح و امنیت بین المللی حفاظت کند.

احتیاط یکسانی بوسیله هر سه کشور بریتانیا ، آمریکا  وحتی ازجانب مصر رعایت می شد. بریتانیا از این که چرا ناصر به صف آرایی نیروهای نظامی در شرق مدیترانه اعتراض نکرده بود گیج وسر خورده شده بود.در واقع ناصر به سازمان ملل بدگمان بود، چون او اعتقاد داشت که این سازمان هنوز هم  تحت تسلط غربی ها قرار دارد. او اعتقاد داشت که سازمان ملل می تواند به سرعت شکل جدیدی از امپریالیسم اروپایی باشد. دیدگاه آمریکا در موردسازمان ملل با ملاحظه کاری ودقت بسیاری همراه بود. دالس از این که نتواند به شورای امنیت و مجمع عمومی در حمایت از دیدگاههای این کشور و مخصوصا اهدافی که خود شخص دالس داشت اعتماد کند دو دل بود وترس داشت. رویکرد کلی وگرایش سازمان ملل در توضیح  این موضوع ،ترتیب زمانی وقایع و اصول حاکم بر این بحران به سمت عدم قطعیت ودرماندگی بود.در همین زمان فرانسه و بریتانیا در حال آماده شدن برای حمله نظامی به مصر وبسیج نیروهای خود ودر نهایت با اتحاد شوم و تاخت وتاز پنهانی با اسرائیل به صورت مخفی بودند،به طوری که  بحران خارج از کنترل سازمان ملل ادامه داشت.نماینده های فرانسه،بریتانیا و مصر آنچنان که دیده خواهد شد در حل بحران به بمب بست رسیده بودند.بعد از حمله اسرائیل به مصر در اواخر اکتبر فرانسه و بریتانیا راه حل این بحران را در شورای امنیت وتو کردند تا موضوع حل نشود. این وتوعملا شورای امنیت را در ارائه راه حل را فلج کرد.برخلاف این اختلافات و دیدگاه های متفاوت مجمع عمومی نقش بسیار مهمی در این بحران بازی کرد. به خاطر این بودکه این مجمع با برنامه" "Uniting for Peace یا "اتحاد برای صلح" و با استفاده از این راه حل که بعد از وتوهای مکرر اتحاد شوروی در جنگ کره در سال 1950 ایجاد شده بود به نتیجه برسد.بر طبق این روش که بسیار کم استفاده شده بود در مواقع یا موضوعات مهمی که شورای امنیت به خاطر وتو در حل آنها ناتوان بود می توانست به مجمع عمومی ارجاع داده شود. وقتی که در31 اکتبر1956 شورای امنیت با وتو بریتانیا وفرانسه مواجه شد نشست فوری مجمع عمومی بلا فاصله در مورد این بحران برقرار شد. بنابراین مجمع عمومی در2 نوامبر 1956 به آتش بس رای داد. با این حال که در اصل این اقدام خارج از محدوده این فصل قرار می گیرد مجمع عمومی در انتهای این بحران در اولین سال های ایجاد سازمان ملل، اولین و مهم ترین نقش خود را در حفظ صلح با کمک نیروهای اضطراری ملل متحد ایفا کرد. بنابراین در یک شکل کاملا پیش بینی نشده بحران کانال سوئز نفش بسیار مهمی در سالهای اولیه حیات سازمان ملل بازی کرد.

مقدمه بحران در سازمان ملل:

در ملاقات و دیدار آقای دالس از لندن در اوایل آگوست 1956، دالس با یکی از اعضای پر نفوذ و شخصیت مهمی در  درون کابینه بریتانیا دیدارکرد که به اعتقاد آقای دالس از آنتونی ایدن با هوش تر، مصمم تر و اجتماعی تر بود. به عبارت دیگر توانایی وی در درک مسائل بالا بود.به علاوه از محدوده، عمق  و پیچیدگی مسائل در لحظه های مختلف آگاه بود وآقای دالس دانست که می تواند به به ایده ها ی آقای سالیسبوری اطمینان کند. بیش از هرکس در کابینه آنتونی ایدن آقای سالیسبوری درک بالایی از سیستم استعماری بریتانیا و منافع کشورهای مشرک المنافع با بریتانیا از جنگ جهانی دوم آشنا بود. یکی از نمایندگان بریتانیا در کنفراس سانفرانسیکو بود که به تصویب طرح سرپرستی در سازمان ملل کمک کرده بود. بنابراین یکی از اعضای موسس سازمان ملل بود و از افرادی بود که انتقادی نسبت به سازمان ملل نداشت. او در کنفرانس سانفرانسیسکو از اشخاصی بود که در برابر تصویب قوانینی که در مستعمره ها و منافع این کشور دخالت داشت ایستاده بود. با این همه یک شخص بین المللی تمایل داشت که از اشتباهات جامعه ملل عبرت بگیرد و به دنبال تاسیس سازمانی برود که با جلوگیری از تجاوز، صلح وامنیت را حفظ کند.با این حال وی نمی خواست در امپراطوری بریتانیا بحثی باشد . درکلمات وبیانات سالیسبوری به صورت نامنظم و ناقص وجود داشت، چون کشورهای آمریکایی لاتین و مستعمرات قبلی به طور فزاینده ای  عضوسازمان ملل شدند. بمباران فرودگاههای نظامی و سایر اهداف نظامی در داخل واطراف قاهره ادامه داشت، در همین زمان تانکهای شوروی درحال نابودکردن بوداپست بودند. در همین حال بریتانیا خودش را درمقام قضاوت کننده یافت که وحشیگری درحمله به قاهره با وحشیگری روس ها در حمله به بوداپست چه تفاوتی دارد.حمایت های آقای سالیسبوری برای نخست وزیر حیاتی بود، نه تنها به خاطر این که سالیسبوری از دوستان بسیاری صمیمی نخست وزیر بود، بلکه از افراد بسیار با نفوذ و مورد اعتماد کابینه بریتانیا بود.موافقت و مخالفت وی میتوانست کل کابینه بریتانیا را تحت تاثیر قرار دهد. وی در 27آگوست در نامه ای به آقای ایدن نوشت که: منشور سازمان ملل باید به همه چیز ترجیح داده شده و در اولویت قراربگیرد. حداقل قبل از حمله نظامی که میتوان به عنوان آخرین گزینه به آن متوسل شد. وی ادامه داد بر اساس تحقیقات من منشور سازمان ملل به وضوح روشن می سازد، وبارها و بارها که هیچ یک از اعضا تا زمانی که مشکلشان به شورای امنیت ارجاع داده شده است نمی توانند از زور استفاده کنند. من احساس می کنم که ما نمی توانیم از این تعریف خارج شویم. ممکن است من اشتباه کنم، ولی در هر زمانی من در برابرموضوع خواهم ایستاد.

 حتی خودسالیسبوری و بسیاری دیگر در کابینه بریتانیا در نهایت به حمله نظامی بی میل نبودند، ولی در صورتی که بعد از تلاش واقعی که برای حل مسالمت آمیز بحران در سازمان ملل انجام می شد و نتیجه نمی داد. از دیگر افراد حاضر در این بحران در وزارت خارجه بریتانیا، "سیلوین لوید" بود. تقریبا راه حل در سازمان ملل به نتیجه دادن نزدیک شده بود، اما ناگهان وی به شخصیت کلیدی در اتحاد بین بریتانیا، فرانسه و اسرائیل وهدایت این سه کشور برای حمله نظامی تبدیل شد. وی دراواخر سال 1955 به وزارت خارجه وارد شد به خاطر یک دلیل بسیار برجسته، و دلیل این بودکه ایدن خودش میخواست که سیاست خارجی را کنترل کند.وی لوید را بسیار مطیع ، شایسته و ستوانی وفادار یافته بود. حقوقدانی که بوسیله آموزش، مسئولیت وزیرکشور در اداره امور خارجی زمان دولت چرچیل انتخاب شده بود .که نقش مهمی در حل مشکلات پیچیده ازجمله استقلال سودان و عقب نشینی بریتانیا از محدوده کانال را بر عهده داشت. او هیچ توجیهی برای سازمان ملل نداشت، ولی به تلاش برای رسیدن به راه حل مسالمت آمیز تمایل داشت. تنها به خاطر وفاداری که به ایدن داشت به ائتلاف ایجاد شده سه کشور بریتانیا،اسرائیل و فرانسه وارد شد. در مراحل اولیه تعارض، درکنفرانس دریایی که  آگوست برگزار شد سیلوین لوید درایجاد و تنظیم اصول پذیرفته شده در مقابل مصر واتحاد شوروی به علاوه قدرتهای غربی روز بسیار پرزحمت و پرتنشی داشت .شورای امنیت به همراه دگ هامرشولد که به عنوان واسطه بین نمایندگان مصر،بریتانیا وفرانسه در حل بحران قرار گرفته بودند، برنامه ای ابتکاری آماده شده بود. ا‌ین نکات به طو‌ر نها‌یی تکا‌مل یا‌فت،‌ ‌آ‌نچه که با شش ا‌صل در ١٣ ا‌کتبر ١٩٥٦ شنا‌خته شد.

1-آزادی عبور و مرور از کانال2-احترام به حاکمیت مصر در کانال3-اطمینان از عدم اجرای برنامه ها وسیاستهای هر کشوردیگر درکانال  4-مصر و استفاده کنندگان بر روی عوارض وسایر هزینه ها توافق کنند.5-اختصاص یک سهم متناسب ومنصفانه برای توسعه کانال 6- داوری اختلافات بین مصر وکمپانی کانال سوئز و تصفیه حساب با هم.

شش اصل پذیرش شده زمانی در شورای امنیت به وسیله هامرشولد ارائه شد که بحران کانال سوئز به نقطه عطف ومهم خود رسیده بود. آیزنهاور در یک کنفرانس خبری از این که سازمان ملل صلح وامنیت بین المللی را برقرار کرده است ابراز تعجب کرد.آن چنان که به عنوان یک بحران بسیار بزرگ در پشت سر ما بود. دالس اعتقاد داشت که سخنان آیزنهاور خیلی خوش بینانه است. به طوری که لحظه به لحظه این صحبتها ثابت می شد. زمان زیادی از بازگشت لوید به لندن نگذشته بود که توسط ایدن در16 اکتبر برای ماموریت به پاریس فرستاده شد. بنابراین مراحل ائتلاف شوم که منجربه اتحاد مخفی نظامی  بین سه کشور می شد در "سور" ،حومه پاریس یک هفته بعد اجرا شد.

در اکتبر و سبتامبراعلام  وضعیت مبنی برجنگ باعث شد وضعیت معکوس شده و تا آن زمان که ملی کردن کانال سوئز به صورت عملی اجرا نشده بود به مرحله اجرا در بیاید، در مقابل مسئولان کانال نیز تصمیم قطعی خود را برای حمله نظامی گرفتند. در 15 سپتامبر شرکت کانال سوئز کشتیرانان اروپایی را برگرداند.  به طوری که از کل" 205"  کشتیران،  فقط 26مصری و7  کشتیران یونانی در آنجا باقی ماندند. برخلاف تمامی پیش بینیها در مورد آنچه که اتفاق خواهد افتاد، مصری ها موفق شدندکه کانال را طبق روال قبلی و به طور موثر اداره کنند.آنها زمینه ای برای شکایت نداشتند. بها‌نه بر‌ا‌ی‌ا‌علا‌م کر‌د‌ن جنگ در مورد این قضیه، با اداره کانال، حا‌لا نا‌پد‌ید شده بود‌.

 مشاهدات و اسناد آرشیوی مبهم هستند.با این حال دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد در اواسط سپتامبر آقای ایدن تلاش زیادی برای رسیدن به راهی برای خروج از بحران داشت.کشور به دوقسمت تقسیم شده بود.همه چیز در مجلس عوام به هم ریخته بود. ایدن در یکی از سخنان بسیار محدودی که در مورد بحران گفته بود این جمله را در دفترخاطراتش نوشت . "  (روزهای سخت در مجلس) ".  احتمالا اکثریت نمایندگان در مجلس عوام و درکشور خواهان حل موضوع مصر به وسیله سازمان ملل متحدبوده اند. وقتی ایدن تصمیم گرفت موضوع را در 13 سپتامبر به شورای امنیت ارائه دهد بی میل بود.به هر حال تصمیم او برای ارجاع موضوع به شورای امنیت در 13 سپتامبر، راهی را برای حل مسالمت آمیز بحران شروع کرد که یک ماه بعد در 6 اصل ارائه شده تجلی یافت .بااین حال در همین زمان مسئله نظامی نیزمهم بود و وجود داشت. فرانسه نقشه زیرکانه ای ارائه کرد"( که به نظر می رسید شبیه برنامه های ایدن باشد)" که مداخله به وسیله تشویق اسرائیل به عنوان حمله کننده اول بود . وسپس بهانه برای پیشرفت وهدایت یک عملیات پلیسی به وسیله فرانسه و بریتانیا در مصر را فراهم می کرد. ایدن به همراه ستوان  وفادار خود سرنوشت بریتانیا را به جای حل بحران به صورت مسالمت آمیز و ازطریق سازمان ملل متحد به سوی جنگ سوق داد.

 رنج و اضطراب بریتانیا در اواخر اکتبر و اوایل نوامبر:

اوج کار درسازمان ملل در اواخر اکتبر و اوایل نوامبر بود به طوری که نه فقط سفیر بریتانیا آقای "پیرسون دیکسون"  بلکه هر شخص دیگری تحت تاثیر قرار می داد. در 29 اکتبر نیروهای اسرائیلی به نیروهای مصری در صحرای سینا حمله کردند.روز بعد فرانسه و بریتانیا به دو طرف التیماتیوم دادندکه در زمان 12ساعت به درگیری خاتمه داده  و10مایل از کانال عقب نشینی کنند.اسرائیل خواهان عقب نشینی در قلمروسرزمین های مصر بود، ولی مصر خواهان عقب نشینی کامل اسرائیل از زمین های تحت حاکمیت این کشور بود.نیروهای فرانسوی و بریتانیایی میخواستند نقاط استراتژیک پرت سعید در شمالی ترین نقطه کانال، مرکز اسماعیلیه و ورودی جنوبی سوئز را تصرف کنند.اسرائیل اولتماتیوم را پذیرفت، ولی مصر در میان تعجب همگان آن را رد کرد.  ترفند و نقشه فرانسه و بریتانیا که به دنبال هدایت یک عملیات پلیسی به عنوان میانجی صلح بودند تعدادکمی از مردم را فریب داده بود. به طوری که بعدها یکی از مفسران بریتانیایی گفت. آقای دیکسون اطلاع دقیقی در مورد حمایت از اسرائیل وسپس تجاوز اسرائیل به مصر نداشت. وی در میان حلقه افرادی که تصمیم میگرفتند حضور نداشت .( نه ایشان به عنوان سفیر بریتانیا و نه نمایندگان فرانسه، واشینگتن، قاهره واسرائیل). حتی او هیچ تصور غلطی در مورد آنچه که قراربود اتفاق بیفتد نداشت. اما براساس گفته های "هرالد مک میلییان" وی دارای هوش زیرکانه ای بود. او در سازمان ملل متحد مورد آزمایش قرار گرفته بود. دیکسون نرمال وآرام مجبور بود که اولین وتو را برای بریتانیا به کار برد. اکنون به نظر می رسید که خود بریتانیا، یکی از اعضای موسس سازمان ملل، اهداف سازمان را نادیده گرفته است.اگرچه او ظاهرا  خود راکنترل و مقامش را حفظ کرده بود، ولی بعضی مواقع نگرانیش را از دفاع برای شرایطی که می دانست یک راه خطا و اشتباه است بروز می داد.

او از حمله اسرائیل به مصر در اواخر بعد از ظهر 29 اکتبر باخبر شد. بلا فاصله آقای هامرشولد مذاکرات خود را با آقای "کابوت لودج" ( نماینده دائم آمریکا درسازمان ملل) ، . وآقای "کورنوت جنتیل" از فرانسه کسی که دو روز بعد برکنار شد آغاز کرد. آقای دیکسون و کورنوت جنتیل در نشست اضطراری شورای امنیت از این که هیچ کدام دستورالعمل قابل فهم ومشخصی نداشتند سر درگم بودند. هیچ یک از جایگاه خود چشم انداز مثبتی نداشتند. عصر آن روز دیکسون ولودج با لباس رسمی در  اپرای پایتخت حضور یافتند. لودج، دیکسون را برای گفتن دستوراتی که از آیزنهاور گرفته بود به یکی از جایگا ههای بیرون از سالن تئاتر احضار کرد، وبه اوگفت: آیزنهاور نشست فوری شورای امنیت را برای عقب نشینی اسرائیل درخواست کرده است. در همین حال آقای دیکسون گفته  بودکه نشست ضروری شورای امنیت تشکیل شود برای عقب نشینی اسرائیل ترتیب دهند.دیکسون و لودج به عنوان هم دانشگاهی همیشه روابط خوبی با هم داشتند اما لودج بعدها از شب تبادل نظر با دیکسون " به عنوان یکی از ناخوشایندترین و ناموفق ترین تجربیات زندگی خود یاد کرده بود. دیکسون تاآن زمان همیشه دارای اخلاق خوبی بود، ولی در این کنفرانس به صورت غیرواقعی خود را ناراحت وعصبانی نشان داد. دیکسون به لودج گفت : نمیتوانم احساسی واحمق باشم. ما باید عملگرا باشیم. این اظهار نظر بسیار جدی بود چون دیکسون شخصی بسیار اخلاقی وباهوش بود. در نوشته هایی که وی داشت اشاره کرده بود: جایگاه بریتانیا در جهان، به وجه این کشور در افکار عمومی و آن چیزی که آنها در مورد ما می اندیشند بستگی دارد..یک وتو در شورای امنیت که توجه جهانیان را جلب می کند، می تواند وجهه وجایگاه معنوی بریتانیا را سازمان ملل منزوی می کند.

روز بعد جلسه شورای امنیت، صبح،بعدازظهر وشب تشکیل شد. دیکسون با نامیدی ویاسی که داشت، ابتدا التیماتیوم نمایندگان بریتانیا وفرانسه را به نماینده اتحاد شوروی اعلام کرد،شخصی که موضوع مرتبطی را در شورای امنیت بیان کرد. درنشست بعدازظهر آقای دیکسون جز به جز سخنان آنتونی ایدن را در جلسه مطرح کرد وتلاش کردکه به بهترین شکل دلیل التیماتیوم فرانسه و بریتانیا را توضیح دهد.او آشکارا یکه خورده و بسیار شکفت زده بود.سپس لودج مطلبی در  در مورد راه حل عقب نشینی اسرائیل ارائه کرد.نمایندگان بریتانیا و فرانسه این طرح را وتو کردند و اعلام کردند که" ما با آمریکاییها در همه حوزه ها مخالف هستیم".(نوشته دیکسون در دفترچه خاطراتش). در یک اتفاق باور نکردنی ونادر–منحصربه فرد در سال های جنگ سرد- نماینده شوروی در شورای امنیت طرح آمریکا برای ارائه راه حل را پذیرفت که دوباره با وتو دو کشور فرانسه و بریتانیا مواجه شد.براساس نوشته یک آمریکایی هر دو شخص و نماینده دو کشوردر مقابل هر پیشنهاد سازنده و آشتی جویانه ای مخالف می کردند. براساس نوشته های دیکسون، که بعدها در ادره امور خارجی مشهور شدند، دیکسون از به کار بردن وتو در این روز کاری کاملا ناراضی بوده است. دنیا شاهد سر پیچی فرانسه و بریتانیا ازسازمان ملل بود. "پول جانسون" سردبیر جوان، در اثرش به نام "سیاستمدارجدید" از طرف روح تمام کسانی که به سازمان ملل اعتقاد داشتند نوشت : فرانسه و بریتانیا به سمت رسوایی اخلاقی پیش رفتند. سیاستمدارجدید  به طور خلاصه بیان کرد که چرا در این زمان تعداد زیادی به این حقیقت تلخ اعتقاد داشتند : دولت بریتانیا منشور سازمان ملل را شکسته است. روز بعد،شب چهارشنبه 31  اکتبر فرانسه و بریتانیا حمله ی هوایی خود را به مصر را آغاز کردند.این عمل واکنش دیکسون را نسبت به حوادث سازمان ملل آشکار کرد، چون که او بیش از هرکس دیگری، تنش وتعارض بین تعهد بریتانیا به منشور سازمان ملل متحد و عملیات نظامی در خاور میانه را احساس می کرد. اما این عمل برای ماندن درافکارعمومی مفید بود. از زمان بمباران هوایی بریتانیا وفرانسه که کمتر از یک هفته بعد به آتش بس منجرشد، حوادثی که در مصر اتفاق افتاد.

به نظر می رسید اقتصاد بریتانیا در مارپیچ سقوط قرار گرفته است.چون ذخایر دلار وطلای آن رو به اتمام بود.2 نوامبر سربازان اسرائیلی در ادامه راه خودشان به طور کامل صحرای سینا و غزه را اشغال کردند.

 از طریق برنامه " "Uniting for Peace "اتحاد برای صلح" که موضوعات مهم، فورا به مجمع عمومی ارائه می شود، جایی که وتو در آن کاربردی ندارد.که بوسیله ایالات متحده آمریکا رهبری و حمایت می شد به اسرائیل توصیه گردید که هر چه سریع تر از مناطق اشغالی عقب نشینی کرده وهرچه سریع ترآتش بس اجرا شود.با 6 رای ممتنع، 64 رای موافق و 5 رای مخالف که شامل استرلیا ونیوزیلند به همراه خود بریتانیا و دومتحد آن، در برابر راه حل مقابله کرده و مخالفت کردند.ارائه این راه حل که به وسیله مجمع عمومی دنبال شد، نشان دهنده تاکید بسیار و اعتراض زیاد رای دهندگان به این وضعیت بود.

آیزنهاور دوباره در انتخابات 6 نوامبر ریاست جمهوری آمریکا به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد،در همین روز سربازان دریایی فرانسه و بریتانیا در شمال کانال سوئز پیاده شدند." مارشال بولگانین"  نخست وزیری شوروی در نامه ای به آنتونی ایدن در مورد حملات موشکی شوروی به پاریس ولندن هشدار داد. دولت شوروی تمایل داشت به دوکشور اطلاع دهدکه شما باید آگاه باشید که بحث در مورد آتش بس قبلا آغازشده است.کمتر از 24 ساعت یعنی در 6 نوامبر وقتی نیروهای مهاجم به 23 مایلی کانال رسیده بودند دستورآتش بس به آنها اعلام شد .

به همراه همکاران فرانسوی وبریتانیا ییش، دیکسون خودرا شرمسار و همچون آوارگان یافت. ترکیبی از محکومیت، عصبانیت و اندوه در یک امتداد قرار گرفته بودند. بعضی اوقات سکوت تحقیرآمیز وشرمساری وجود او را در برمی گرفت. دیکسون حالت عمومی خود را با حالتی احساسی بیان کرد : در کنار دوستان استرالیایی ونیوزیلندی وفادارمان در سالن های سازمان ملل همچون کسانی که روحیه خودرا باخته اند، سردرگم بودیم. بهترین دوستانمان، آنچنان که ما انجام دادیم از نگاه خیره واز اشکهایشان جلوگیری میکردند. نمایندگان بریتانیا همچون بیماران جزامی منزوی شده بودند. اما تعدادی از نزدیکان باقی ماندند. چیدمان صندلی ها در مجمع عمومی طوری بودکه از نظر الفبایی بریتانیا وآمریکا در کنار هم بودند. آقای دالس کشور خود را به عنوان کشورشماره یک نشان داده بود.در حالی که دیکسون در تلاش بود که مجمع عمومی را در مورد استفاده ی بریتانیا و فرانسه از زور متقاعدکند، دالس وارد شد وپرچم سازمان ملل را به عنوان میاجی صلح بالا برد. دیکسون شاید به خاطر دلشوره ونزدیکی خطر، برای دیدن او ایستاد.هنگامیکه چشمان دومرد به یکدیگر افتاد لحظه نگران کننده ای وجود داشت.

سخنرانی دالس در مجمع عمومی روز اول نوامبر، به عنوان یکی از مهمترین بیانات در این بحران مورد توجه قرار گرفت. او بسیار فوری ، ساده و بدون ابهام  اما با صداقت، عمیق وتاثیرگذار صحبت کرد. او موضوع را در دوران کاری اش حمایت از اصول وقوانین بین المللی عنوان کرد، و اعلام کردکه کنفرانس صلح 1919 و اهمیت آن کم تر از کنفرانس صلح 1945 سانفرانسیکونبود. وی ناراحتیش را از اختلاف با متحدان تاریخی خود اعلام کرد. اودر مورد چنین شرایطی که کشورهایی مثل اسرائیل،فرانسه وبریتانیا، باعث ناراحتی می شوند، هدف سازمان ملل را خاطرنشان کرد : من شک دارم که نماینده ای امشب در این اجماع سخنی گفته باشد،که به اندازه ی دل من، پردرد باشد. ما از موضوع حیاتی و مهمی صحبت میکنیم، جایی که ایالات متحده خودش را در اتحاد بین سه ملت، کسانی که با آنها همکاری، دوستی عمیق، حمایت معنوی واحترام متقابل دارد، و دو کشوری که  باآنها قدیمی ترین و مورد اعتمادترین اتحادمان را شکل دادیم، ناتوان یافت. وقتی که ما منشور سازمان ملل را در سال 1945 در سانفرانسیسکو می نوشتیم، ما فکر می کردیم، بدترین جنگ را دیده باشیم و وظیفه مان بود از چیزی که اتفاق افتاده بود جلوگیری کنیم.

او راه حل بریتانیا را در مورد منتقل کردن اقتدار واختیار از نیروهای فرانسه و بریتانیا به عملیات حافظ صلح سازمان ملل را رد کرد. اگر طرح بریتانیا پذیرفته شده بود وسازمان ملل در برقراری آتش بس شکست می خورد و از به کارگیری زور چشم پوشی میکرد، سپس مجمع عمومی بایستی روبه رو بود با :منشور نادیده گرفته شده وجهان دوباره به سمت          "آنارشی" پیش رفته.  دیکسون از این که بریتانیا  بایستی از سازمان ملل عقب نشینی داشته باشد، یا حتی اخراج شود دلواپس بود.

یک بخش مشکل سازمان ملل، نه فقط این بود که نخست وزیر بریتانیا با یک  پیچیده گی خارق العاده اضطراری مواجه شده بود، بلکه این یک بخش مهم  در تلاش برای پیداکردن راه خروج ازبحران در دیدگاه شهرتش به عنوان یک دولتمرد بین المللی بود. روز بعد از محکومیت بریتانیا ومتحدانش در سازمان ملل، ایدن در روز شبه 3 نوامبر یک ایستگاه رادیو و تلویزیون ایجاد کرد.به همراه کشورهای مشترک المنافع پراکنده و ایالات متحده بیگانه شده، ایدن با اعتراضات عمومی بی سابقه ، مجلس عوام ناآرام و بحران  اقتصادی که با یک ناحیه استرلینگ نابود شده تهدید می شد به علاوه خطر اقتصاد بریتانیا مواجه شده بود.با این حال تلویزیون او آرام بخش وسرنوشت ساز ظاهر شد.آرامش او و مجموعه سخنرانی های وی به همراه دالس به عنوان یکی از فراموش نشدنی ترین بخشهای بحران تعیین کننده بود. او خاطراتی را از سال 1930 یادآوری کرد وچیزی که به عنوان درسهای چاره ناپذیر تاریخ در او ظاهر شده بود. این نوشته تا ابد مشهور شد :  در تمام زندگی ام، مرد صلح بوده ام، برای صلح کار کرده ام، برای صلح تلاش کرده و برای صلح مذاکره کرده ام. من یک عضو جامعه ملل وسازمان ملل بوده ام، و من هنوز هم همان مرد هستم، با همان محکومیت ها و همان طرفدار صلح هستم.من نمیتوانم شخص دیگری باشم، حتی اگر آرزویش را داشته باشم ، اما من از درستی کاری که ما انجام دادیم کاملا اطمینان دارم.

ایدن از این که خودکامی بریتانیا نهایتا باید غلبه کند فاصله گرفت، اما وی این موضوع را با اقدام بریتانیا و فرانسه توسعه داده و راهی را برای نیروهای حافظ صلح سازمان ملل آماده کرد.او گفت که هدفش از مداخله نظامی در خاور میانه خاموش کردن آتش سوزی جنگل در این منطقه بوده است. اگر اکنون سازمان ملل از ما(فرانسه وبریتانیا) درخواست کند که مسئولیت آن را بپذیریم : "آن را با کمال میل می پذیریم".

 اما مشکل برای بریتانیا اینجا بود که اصلا دراین منطقه آتش سوزی وجود نداشت. طرح جدید و منطقی برای حضور بریتانیا وفرانسه برای مدت طولانی وجود نداشت. اسرائیل قبل از تهاجم فرانسه و بریتانیا، اشغال صحرای سینا و غزه را کامل کرده بود. اتهام تبانی بین این کشورها قبلا انتشار یافته بود. پیشنهاد بریتانیا مبنی بر این که اکنون ممکن است نیروهای این کشور و فرانسه به عنوان بخشی ازعملیات نیروهای حافظ صلح سازمان ملل باشند، با تقاضای اکثراعضای این سازمان مواجه نشد."لسترپیرسون"وزیرامورخارجه کانادا بخش مهمی را درایجاد نیروهای حافظ صلح سازمان ملل بازی کرده بود.هرچند که او به طور برجسته ای در این پروژه موفق بود، اما پیرسون ثابت کرد که حتی کانادایی ها نیز در  بدگمان شناخته شده بودند. فرانسه وبریتانیا واسرائیلیها  بایک التیماتیوم سخت برای تخلیه مواجه شده بودند.

روز بعد از پخش تلویزیون ایدن، بیننده ای در بریتانیا که از مدافعان برجسته سازمان ملل بود، در روز یکشنبه 4 نوامبر نوشت ، : دولت بریتانیا سازمان ملل را زیرپا گذاشت و بریتانیا را بدنام کرد. بریتانیا با خطر مقایسه و ترسیم  اقدام این کشور و فرانسه در بمباران مصر با اقدام شوری در حمله به مجارستان در سازمان ملل متحد قرارگرفته بود. دالس خودش به طوری که دیده بود این اعتقاد را داشت که اقدام بریتانیا و فرانسه در بمباران مصر با اقدام شوری در حمله به مجارستان تفاوتی ندارد. دیکسون فشار زیادی از چنین قضاوت هایی احساس می کرد. براساس گفته دیگری از اثر "دولتمرد جدید" :  با همه تلاشی که او برای استفاده از سازمان ملل به عنوان  ابزاری برای صلح انجام داده بود، وضعیت وشکل تاثرآور و چهره پر اشک دیکسون سفیر بریتانیا در سازمان ملل علامتی بود از ترس واضطراب وعدم امکان تلاشهای او.

تنش به طور فزاینده ادامه داشت. روزهای بعد و روز دوشنبه 5 نوامبر نیروهای دریایی،چتربازان و روز بعد ازآن هواپیماهای جنگی بریتانیا و فرانسه به بمباران اهداف نظامی در اطراف قاهره ادامه دادند. اولین بمب در نزدیک راه آهن مرکزی قاهره منفجر شد. دیکسون اکنون در وجدان خودش احساس بحران میکرد. او به استعفا نزدیک شده بود. وی قبلا در ازطریق یک سری تلفن ها و تلگراف های فوری به لندن، به نخست وزیر و وزارت امورخارجه در مورد عدم بمباران اهداف غیرنظامی که می تواند باعث ایجاد یک جو انزجار اخلاقی بر علیه بریتانیا و فرانسه در سازمان ملل شود هشدار داده بود. وی در3 نوامبر درمورد حملات هوایی بیشتر تاکید کرده بود که :  مداخله ما که در قالب یک عملیات فوری پلیسی بوده و به اشغال چندنقطه کلیدی در کانال محدود شد، ممکن است در مورد ادعاهایمان ایجاد تمسخر کند.در 4 نوامبر نیروهای شوروی تهاجم عظیمی رابه بوداپست آغاز کردند. روز 5 نوامبر پیرسون دیکسون از واژه" قصابی" برای توصیف رفتار شوروی استفاده کرد. اکنون دیکسون در محکومیت بریتانیا با اندوه و با همان نوع زبان، اکنون باید در مجمع عمومی به کار برده می شد. اضطراب وتشویش اخلاقی وی در تلگرافی که به اداره امور خارجی فرستاده بود مشخص بود : دو روز قبل، من لازم دانسته واحساس کردم به شما هشدار دهم از این که اگر هرنوع بمبارانی بر شهرها که نتیجه آن از بین رفتن زندگی اجتماعی است وجود داشته باشد، میتواندپیشنهادهایمان را کاملا منفی کرده وموقعیتمان دراین جا را به طور کامل تحلیل برد. ما ناگزیر هستیم در همان طبقه پایینی که روسیه به خاطر بمباران بوداپست قرار گرفته است قرار بگیریم.اگر خودمان قاهره را بمباران کنیم،  من در برابر اعتراض هایمان به روسیه به خاطر بمباران شوروی،  نمیتوانم ببینم که ما چگونه خیل عظیمی از محکومیت ها رو حمل می کنیم.

ایدن قول داد که بمباران  متوقف خواهد شد. روز بعد سه شنبه 6 نوامبر، او پیشرفت سربازان بریتانیایی در پایین کانال را متوقف کرد. ایدن به مجلس عوام اعلام کرد که دولتهای بریتانیا و فرانسه دستور آتش بس را در نیمه شب صادر کرده اند.جنگ سوئز به طور ناگهانی متوقف شد. اخطارهای دیکسون در اتخاذ تصمیم آتش بس بسیار موثر بودند، اما آنها به طور یقین کابینه برتانیا را از محکومیت در سازمان ملل آگاه کرده بودند. دیکسون بعدا در دفتر خاطرات خود نوشت :  درنتیجه دفاع از از بریتانیا در مجمع عمومی سخت ترین فشارهای اخلاقی و فیزیکی را  تجربه کردم که که نمونه آن را هیچ وقت نداشتم.

برخی از جملات تاثیرگذار دیکسون در مورد بحران کانال سوئز، بر روی "دگ هامرشولد" و آینده سازمان ملل متمرکز بود. دیکسون همیشه هوشمندانه و به طور واقع بینانه می نوشت،  اگرچه زیر فشارعاطفی و در زمانی که روابط با دبیرکل خوب نبود گزارش می داد. او آسوده خاطر شد، به طور مثال وقتی در 5 نوامبر نوشت : به نظر می رسد هامرشولد به همراه اسرائیلی ها بیشتر از ما مشغول وعصبانی باشد. دراین وقت دیکسون مشاهده کرده بود، همان طور که قبلا ذکر شد، به نظر می رسید که هامرشولد به وسیله نیروهای فوری حافظ صلح سازمان ملل -" نوعی گروه صلح در راس سازمان جهانی که تحت هدایت عمومی آتش دنیارا خاموش می کرد" مجذوب شده است. اما ایجاد" نیروهای فوری حافظ صلح سازمان ملل" "UNEF" یک محدودیت سخت برای سازمان وشخص هامرشولد مهیا کرده بود.دیکسون چندهفته بعد نوشت که دبیرکل به او گفتندکه او محکومیت اخلاقی وطاقت فیزیکی ندارد. وی ادامه داد :

هامرشولد، من فکر می کنم که ما به طور شگفت آوری رو به سقوط هستیم، توسط این روشنفکران عجیب، کسانی که ما  آنها رابه سوی یک ابر مرد که از گوشت وخون ساخته شده است بالا برده ایم ، به طوری که اشک در این عصر ازچشمانش قطره قطره جاری میشد. اجازه ایجادفرصت از بدیهیات برای یک مرد بسیار خسته وعصبانی است ، اما او یک موجود لجوج با هدیه ای منحصر به فرد برای تلفیق اصول اخلاقی بالا با یک تیرگی فکر و بیان است که ترکیبی از آن در بعضی از اوقات در فهم چیزی که او میگوید تقریبا ناممکن است ، اجازه بدهید در آن چیزی که او می راند تنها بماند.

اما دیکسون تشخیص داده بود که هامرشولد یک دبیرکل متمایز،خلاق وخستگی ناپذیراست. بدون او ممکن بود موقعیت بریتانیا در سازمان ملل متحد خیلی خطرناک تر شود. حتی اگر خود هامرشولد میکوشید تا به  اعضای مجمع عمومی نتیجه ای انحرافی را  اعطا کند وهامرشولد مصر را به عنوان مجرم درنظر میگرفت ، مخصوصا در دیدگاه دیکسون در برابر قدرتهای استعماری غربی.  درآن صورت ممکن است که بی معنا به نظر برسد اما اگر این مرد برکنار می شد یا از مواضع خود در برابر موقعیت ما پایین میآمد، پیچیدگی بیشتر می شد. هامرشولد چنین ضعفی را به تحسین وقوت تبدیل کرد، حتی وی در ارزیابیهای بریتانیا به عنوان شخصیتی کلیدی در تحولات سازمان ملل در اواسط 1950 ظاهر شد. این بحران برای حداقل دهه بعدی، ویژه گی مشخصی از بحث های ضداستعماری را پایه گذاری کرد. و نه تنها ویژه گی غالبی در سازمان ملل شد، بلکه به عنوان یکی از اصول همیشه مرتبط با سازمان باقی ماند.

نتایج پیش بینی نشده برنامه حفظ صلح سازمان ملل متحد:

این مقاله به بررسی موضوع بریتانیا و بحران کانال سوئز در سازمان ملل پرداخت. به طور کلی همانطور که مورد تاکید قرار گرفت، سال 1956 با دو رویداد بحران کانال سوئز  و حمله شوروی به مجارستان به یاد آورده می شود. هر دو بحران بسیار به هم تنیده شده و پیچیده بودند،  ولی حمله شوروی به مجارستان تا این زمان همچنان با ابهاماتی مواجه است. به نظر می رسیددر این زمان کاملا امکان تهاجم بریتانیا و فرانسه به مصر با تصمیم روسیه به دخالت در مجارستان  به صورت هم زمان باشند، محققان تاریخی نیز این همزمانی را تائید کرده اند. اعلام حمله شوروی به مجارستان بخشی از توجهات را در سازمان ملل از مصر به تهاجم جنگنده های شوروی به این کشور معطوف کرد.  به هرحال طور مقایسه ای اثبات شدکه ، عصبانیت و پیگیری وحشیگری شوروی ساکت تر وکمتر بود.حتی اگرچه فرانسه و بریتانیا، قبلا به صورت مجازی، جهان غیر غربی را از متحدان غربی و از خود بیگانه کرده بودند ، آ‌ن ا‌ها‌نتی به د‌فتر استعماری به نظر ر‌سید‌که بر‌یتا‌نیا‌یی ها وروسی ها، هرکدام به یک ا‌ستا‌ند‌ا‌ر‌د نگا‌هد‌ا‌شته شد‌ند.‌ موضوع استعماربا سیاست های قدرت در هم تنیده شد. شعار جان فاستر دالس در شرایط بحران سال 1956، از عقب گشت به دوران پرده آهنین و نگرانی واضطراب وی را از جنگ هسته ای نشان میداد. با این همه در رویداد اتحاد شوروی، مشخص شد که احتیاط یکسانی توسط قدرت های غربی درباره سوئز اتخاذ شده، چنانکه در قضیه مجارستان اتخاذ شده بود. پوچی سخنان دالس آشکار شد. در صورت استفاده مسکو از بمب هسته ای، امید زیادی در رهایی مجارستانی ها وجود نداشت. هامرشولد در سراسر بحران کانال سوئز و بحران مجارستان و یا در هر دو قضیه، از اینکه ممکن است سازمان ملل نابود شود میترسید. وی در عباراتش بر این عقیده بود که، فاجعه ممکن است به چیزهای بدتر وبحرانی تری تنزل پیدا کند.

هامرشولد دارای شخصیتی وسواسی و بدبین بود، اما انرژی زیاد وهوش وابتکارش در ایجاد اولین عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد و نیروهای فوری ملل متحد( که با نام اختصاری"UNEF" شناخته میشود)، سهیم شد. نیروهای بریتانیایی وفرانسوی اکثرا قبل از کریسمس در خانه بودند.اما دربرنامه سازمان ملل یک نیروی کوچک 700 نفره اگرچه کامل تشکیل نشده از ملت ها، تا شب جنگ 1967 باقی ماند. یکی از نیروهای تاثیرگذار بحران کانال سوئز شخصیت بدیع ایدن بودکه سازمان ملل را برای اتخاذ اقدام مناسب توانا کرد. بر خلاف وتوهای شورای امنیت ، مجمع عمومی سازمان ملل سابقه ای را برای عملیاتهای حفظ صلح برای دهه های بعدی فراهم کرد.

هامرشولد پیوسته در طی بحران به عنوان حریص قدرت ومانع در برابرنیروی پلیس جهان توصیف شد، اما در حقیقت او با دقت و ریز بینی و با نوعی بد بینی برنامه صلح ملل متحد را بررسی میکرد. همان طور که ذکر شد وزیر امور خارجه کانادا "لسترپیرسون"  ایده بزرگی را مطرح کرد و رهبری الهام بخشی در اجرای آن داشت، و متعاقب آن جایزه صلح نوبل را در یافت کرد. هامرشولد در ابتدا نه تنها با شک وتردید و اکنش نشان داد، بلکه با نگرانی به قضیه نگاه میکرد. بااین همه وقتی از توان بالقوه عملی این طرح قانع شد، به طور خستگی ناپذیری پشت این طرح ایستاد.  چون خواست ایالات متحده شکست طرح بریتانیا و فرانسه بود لسترپیرسون و هامرشولد این فرصت را فراهم کردند.حمایت وکمک های موفقیت آمیز آمریکا باعث شد که کنترل بحران امکان پذیر وسریعتر شود. هیچ کس در آن زمان چنین دامنه وسیعی ازنتایج را انتظار نداشت : 1-افزایش تاثیر گذاری ایالات متحده در خاورمیانه2-تغییر و تحول اسرائیل از یک رژیم کوچک و بازمانده ازهولوکاست درسال1948 به یک رژیم با قدرت منطقه ای در سال 1967   3-شتاب فرانسه برای ایجاد یک اروپایی متحد4-محو تدریجی شکوه وعظمت امپراطوری بریتانیا ، به اضافه شکست قدرت جهانی این کشور. شکست برای بریتانیا در رنکینگ سال 1956 با سقوط سنگاپور در سال 1942 برابر بود. روش حفظ صلح، برای سازمان ملل متحد نیز نقش برجسته ای در ساختار نظام جهانی وتاریخ این سازمان مهیا کرد.

همچنین سقوط بریتانیا و عدم موفقیت آن در سوئز میتواند در متن و بحث استعمارزدایی مشاهده شود. بحران سوئز نتوانست باعث استعمارزدایی شود، ولی این بحران موضوعات  مهمی چون استقلال، آزادی وحق حاکمیت ملتها را انعکاس داد. خطوط نقص واختلاف میان کشورهای مشترک المنافع ، شکاف را میان کسانی که با هدف استقلال حاکمیتها از وابستگی و مستعمره بودن،  از اولویت منشور سازمان ملل حمایت میکردند و کسانی که برای مثال، به امپراطوری بریتانیا به عنوان یک حامی صلح جهانی ومورد اعتماد مردم مستعمره نشین که میتواند و باید ادامه داشته باشد اعتقاد داشتند آشکار کرد. در نظرات کاملا متفاوت هند و استرالیا، تضاد در کنفرانس دریایی در این زمان و در نیمه بحران کانال سوئز در سپتامبر 1956 آشکار بود. به اعتقاد "کریشنا منن" حق حاکمیت مصر و مدیریت آن بر کانال سوئز بایدکاملا و در کل دنیا شناخته شود. "رابرت منزی"  از دیدگاه مدیریت کانال به عنوان  یک موضوع با اهمیت بین المللی که در آن شرایط بایستی اعمال می شد حمایت کرده بود. شرایطی که  در بسیاری از اوقات آن، مقداری از کنترل مداومت استعمار به نظر می رسید. در ماموریت مشهوری  در قاهره که برای تقاضاهای فرانسه وبریتانیا انجام شده بود منز اشاره می کند که ناصر گردی چشمانش را به طرف سقف برگرداند و واز گوش کردن به سخنان آنها روی برگرداند. با گذشت زمان مشخص شد که  اشاره منزی به عدم عقلانیت میتواند به همان اندازه در ناصر نیز باشد.

  تقسیم بندی به طور کامل درراستای کشور من حق است یا نه و یا سازمان ملل حق است یا نه نبود، همچنین بین کسانی که از قوانین و اصول سازمان ملل حمایت می کردند وکسانی که اعتقاد داشتند آینده هنوز به امپراطوری های استعماری اروپایی تعلق دارد ویا باید تعلق داشته باشد. در نتیجه بحران حق به حق دار داده شد و مشاهده شد که استعمار یک ناهنجاری تاریخی بود. همچنین میتوان از محکومیت این بحران در سازمان ملل الهام گرفته و از مزیت های نیروی حفظ صلح ملل متحد برای حل بحران های آینده استفاده کرد.



منبع : talebiarani[dot]blogfa[dot]com[slash]post-104[dot]aspx

روابط بین الملل ایرانی , کانون فرهنگی اجتماعی آرشیو برد , مجموعه مقاله های سیاسیون ایران , سیب ,

تبلیغات



تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات

تبلیغات
Blogs Top
بلاگز فا
اخبار آنلاین ایران و جهان