تبلیغات




خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان



روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


الآن الآن وليس غدا



ولادت حضرت زهرا ام ابیها مبارک

فرمود: ای خدیجه اینک جبرئیل است و بشارت می دهد مرا که این دختری است پاکیزه و فرخنده، زود باشد که از نسل او امامان بادید آورد و ایشان را بعد از انقطاع وحی در روی زمین خلفای خویش گرداند.

پس خدیجه شادکام بزیست تا هنگام ولادت فاطمه برسید، ناچار خدیجه کس به نزدیک زنان قریش و بنی هاشم فرستاد که به نزد من آئید و آن پرستاری که در چنین هنگام زنان با زنان به کار می بندند مرعی دارید. در پاسخ گفتند: ما تو را دیدار نخواهیم کرد چه صلاح و صواب دید ما را به کار نبستی و نصایح ما را به چیزی نشمردی و یتیم ابوطالب را که بی ثمر و ثروت بود به شوی گرفتی. خدیجه از پاسخ ایشان آزوده و اندیشناک گشت. این هنگام چهار زن گندم گون و بلند قامت که با زنان بنی هشام ماننده بودند از در درآمدند، خدیجه از دیدار ایشان بیمناک شد.

فقالت: احدیهن لاتحزنی یا خدیجه فانا رسل ربک الیک و نحن اخواتک انا ساره و هذه آسیه بنت مزاحم و هی رفیقتک فی الجنه و هذه مریم بنت عمران و ساره و هذه آسیه بنت مزاحم و هی رفیقتک فی الجنه و هذه مریم بنت عمران و هذه کلثم اخت موسی بن عمران بعثنا الله الیک لنلی عنک ما تلی النساء من النساء.

یک تن از آن زنان گفت: بیم مکن ای خدیجه ما فرستادگان پروردگار توایم به سوی تو، ما خواهران توایم اینک من ساره ام و این یک آسیه دختر مزاحم که رفیق توست در بهشت و آن یک مریم دختر عمران است و آن دیگر کلثوم خواهر موسی ابن عمران است، خداوند ما را به سوی تو گسیل نمود تا مباشر امر تو باشیم چنانکه زنان مر زنان را.

آنگاه یک تن از ایشان جانب یمین گرفت و تنی در یسار رفت و سه دیگر در پیش روی خدیجه نشست و چهارم در قفای آن حضرت جای کرد و فاطمه سلام الله علیها طاهره مطهره متولد گشت. و این واقعه در روز جمعه بیستم شهر جمادی الاخره بود در سال شش هزار و دویست و هشت سال شمسی بعد از هبوط آدم صفی علیه السلام و روز ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه روز دوشنبه دوازدهم شهر ربیع الاول بود در سال شش هزار و دویست و شانزده سال شمسی. از این جمله مکشوف می افتد که مدت عمر فاطمه سلام الله علیها در سال هجرت در ورود مدینه هشت سال شمسی و هشت ماه و بیست و دو روز بود؛ و اگر این هشت سال شمسی را به سال قمری نقل کنیم. مدت عمر فاطمه هنگام ورود مدینه هشت سال و یازده ماه و اند روز می آید. فلما سقطت الی الارض اشرق منها النور حتی دخل بیوتات مکه و لم یبق فی شرق الارض و لا فی غربها موضع الا اشرق فیه ذلک النور و دخل عشر من الجنه و فی الابریق مآء من الکوثر فتناولته المرئه التی کانت بین یدیها، فغسلتها بماء الکوثر و اخرجت خرقتین بیضاوتین اشد بیاضاً من اللبن و اطیب ریحا من المسک و العنبر فلفقتها بواحده فنعتها بالثانیه.

می فرماید: وقتی فاطمه از بطن مادر بر زمین آمد بیوتات مکه مشرق نور گشت و در شرق و غرب ارض موضعی نماند الا آنکه از شعشعه این نور مبارک تابناک شد، این هنگام ده تن حورالعین درآمدند و با هر یک طشتی از فردوس و ابریقی از آب کوثر بود، آن یک که در پیش روی فاطمه جای داشت آن طشت و ابریق را فرا گرفت و فاطمه را با آب کوثر بشست و در خرقه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر بویاتر بود برآورد، یکی را به جای قماط به کار بست و با آن دیگر سر و تن مبارکش را محفوف داشت.

ثم استنطقتها فنطقت فاطمه بالشهادتین و قالت: اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء، و ولدی ساده الاسباط.

چون از فاطمه خواستار تنطق گشت آغاز سخن نمود و گفت: شهادت می دهم به وحدانیت خدا و نبوت پدرم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و وصایت شوهرم علی مرتضی علیه السلام و سیادت فرزندانم ائمه هدی. آنگاه بر آن جماعت سلام داد و هر یک را به نام یاد کرد و بر روی او تبسم فرمود، پس بشارت دادند اهل آسمان ها بعضی مر بعضی را به ولادت فاطمه، و نوری در آسمان پدیدار شد که تا آن زمان فرشتگان دیدار نکرده بودند.

ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

            و قالت النسوه: خذیها یا خدیجه طاهره مطهره زکیه میمونه بورک فیها و فی نسلها فتناولتها فرحه مستبشره و القمتها ثدیها، فدرت علیها فکانت فاطمه تنمی فی الیوم کما ینمی الصبی فی الشهر و تنمی فی الشهر کما ینمی فی السنه.

آنگاه آنان گفتند: ای خدیجه بگیر این پاک و پاکیزه زکیه و میمونه را مبارک باد او و نسل او. پس خدیجه شادان و فرحان فاطمه را مأخوذ داشت و پستان مبارک در دهانش گذاشت و او را شیر بخورانید و فاطمه روزی چنان بالیده می شد که دیگر کودکان ماهی و ماهی بدان سان نمو می نمود که دیگر کودکان به سالی.

و در مصباح الانوار نیز این حدیث بدین گونه رقم یافته؛ و دیگر در امالی صدوق و عیون الاخبار از حضرت رضا علیه السلام مروی است:

قال: قال النبی: لما عرج بی الی السماء اخذ بیدی جبرائیل، فادخلنی الجنه فناولنی من رطبها فاکلته فتحول ذلک نطفه فی صلبی، فلما هبطت الی الارض واقعت خدیجه و حملت بفاطمه ففاطمه حوراء انسیه فکلما اشتقت الی رائحه الجنه شممت رائحه ابنتی فاطمه.

می فرماید: رسول خدا فرمود: گاهی که من به آسمان عروج دادم جبرئیل دست مرا مأخوذ داشت و در بهشت درآورد و از خرمای بهشت مرا داد و من بخوردم پس نطفه ای گشت در صلب، من چون از آسمان فرود شدم و با خدیجه همبستر گشتم به فاطمه حامل گشت، و فاطمه حوراء انسیه است. لاجرم هرگاه مشتاق رایحه بهشت می شوم فاطمه را می بویم.

در احتجاج نیز این حدیث بدین گونه وارد است.********************************

 مثل نوره كمشكاة

  قال الله تعالى في محكم كتابه: " اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لاَ شَرْقِيَّةٍ وَلاَ غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ"

صدق الله العلي العظيم

نقل الشيخ الكليني في الكافي بإسناده عن صالح بن سهل الهمداني عن الصادق عليه السلام قال: إن المشكاة فاطمة عليهما السلام ، والمصباح الحسن عليه السلام ، والزجاجة الحسين عليه السلام والشجرة المباركة إبراهيم عليه السلام ، لا شرقية ولا غربية ما كان يهوديا ولا نصرانيا ، ونور على نور إمام بعد إمام ويهدي الله نوره من يشاء يهدي الله للائمة عليهم السلام من يشاء .

حدثنا محمد بن همام قال حدثنا جعفر بن محمد قال حدثنا محمد بن الحسن الصايغ قال حدثنا الحسن بن علي عن صالح بن سهل الهمداني قال سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول في قول الله ( الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكاة ) المشكاة فاطمة عليها السلام ( فيها مصباح المصباح ) الحسن والحسين ( في زجاجة الزجاجة كأنها كوكب دري ) كأن فاطمة عليها السلام كوكب دري بين نساء اهل الارض ( يوقد من شجرة مباركة ) يوقد من ابراهيم عليه وعلى نبينا وآله السلام ( لا شرقية ولا غربية ) يعني لا يهودية ولا نصرانية ( يكاد زيتها يضئ ) يكاد العلم يتفجر منها .

و عن علي بن جعفر عليه السلام ، عن أخيه موسى عليه السلام قال : " قال أبو عبد الله عليه السلام في قول الله تعالى : " الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكاة " : " فاطمة عليها السلام " . " فيها مصباح " : " الحسن " . " المصباح في زجاجة " : " الحسين " . " الزجاجة كأنها كوكب دري " : " فاطمة كوكب دري بين نساء أهل الدنيا " . " يوقد من شجرة مباركة " : " إبراهيم عليه السلام " . " زيتونة لا شرقية ولا غربية " : " لا يهودية ولا نصرانية " . " يكاد زيتها يضئ " : " يكاد العلم يتفجر بها " . " ولو لم تمسسه نار نور على نور " : " إمام منها بعد إمام " . " يهدي الله لنوره من يشاء " : " يهدي الله للائمة من يشاء "

وعن أبي أيوب الانصاري قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : لما خلق الله عزوجل الجنة خلقها من نور عرشه ، ثم أخذ من ذلك النور فغرقه فأصابني ثلث النور ، وأصاب فاطمة عليها السلام ثلث النور ، وأصاب عليا عليه السلام وأهل بيته ثلث النور ، فمن أصابه من ذلك النور اهتدى إلى ولاية آل محمد ، ومن لم يصبه من ذلك النور ضل عن ولاية آل محمد .

وعن محمد الفزاري معنعنا عن أبي عبد الله في قوله تعالى : " الله نور السماوات والارض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح " الحسن " المصباح " الحسين " في زجاجة كأنها كوكب دري " فاطمة : كوكب دري من نساء العالمين " يوقد من شجرة مباركة زيتونة " إبراهيم الخليل " لا شرقية ولا غربية " يعني لا يهودية ولا نصرانية " يكاد زيتها يضئ " يكاد العلم ينبع منها

وعن جعفر بن محمد عن محمد بن الحسن الصائغ عن الحسن بن علي عن صالح بن سهل الهمداني قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول في قول الله : " الله نور السماوات والارض مثل نوره كمشكاة " المشكاة : فاطمة عليها السلام " فيها مصباح " الحسن " " الحسين " في زجاجة كأنها كوكب دري " كأن فاطمة كوكب دري بين نساء أهل الدنيا ونساء أهل الجنة " يوقد من شجرة مباركة " يوقد من إبراهيم " لا شرقية ولا غربية " لا يهودية ولا نصرانية " يكاد زيتها يضيئ " يكاد العلم ينفجر منها " ولو لم تمسسه نار نور على نور " إمام منها بعد إمام " يهدي الله لنوره من يشاء " يهدي الله للائمة من يشاء " و يضرب الله الامثال للناس والله بكل شئ عليم ".

ونقل ابن المغازلي الشافعي باسناده إلى الحسن قال : سألته عن قول الله تعالى : " كمشكاه فيها مصباح " قال : المشكاة فاطمة عليها السلام ، " والمصباح " الحسن والحسين عليهم السلام و " الزجاجة كأنها كوكب دري " كانت فاطمة عليها السلام كوكبا دريا من نساء العالمين " يوقد من شجرة مباركة " الشجرة المباركة إبراهيم عليه السلام " لا شرقية ولا غربية " لا يهودية ولا نصرانية " يكاد زيتها يضئ " قال : يكاد العلم أن ينطق منها " ولو لم تمسسه نار نور على نور " قال : ابنها إمام بعد إمام " يهدي الله لنوره من يشاء " قال : يهدي لولايتهم من يشاء .

وقال المازندراني في شرح أصول الكافي:

قوله : ( مثل نوره كمشكاة فاطمة ( عليها السلام ) أي صفة نوره كصفة مشكاة قال الفراء : المشكاة : الكوة التي ليست بنافذة ، وقيل : هي أنبوبة في وسط القنديل يوضع فيها المصباح وهو السراج والفتيلة المشتعلة والمراد بها هنا فاطمة ( عليها السلام ) لأنها محل لنور الأئمة ، والأئمة نور وسراج لأن الطالبين للهداية المتبعين لأثرهم ، يستضيئون بنور هدايتهم وضياء علومهم إلى الطريق الأرشد كما يهتدي السالكون في الظلمة بالنور والسراج ، قيل : إضافة النور إلى ضميره تعالى دليل على أن إطلاقه عليه ليس على ظاهره . قوله : ( فيها مصباح ) أي سراج وهو الحسن ( عليه السلام ) والمصباح في زجاجة : أي قنديل مثل الزجاجة في الصفاء والشفافية وهو الحسين ( عليه السلام ) فقد شبه فاطمة ( عليها السلام ) تارة بالمشكاة وتارة بالزجاجة ، وبالاعتبار الثاني جعلها ظرفا لنور الحسين ( عليه السلام ) لزيادة ظهور نوره باعتبار كون سائر الأئمة من صلبه ( عليه السلام ) واللام في المصباح ليس للإشارة إلى المصباح الأول فلا يلزم الاتحاد على أن للاتحاد وجها لأن الحسن والحسين ( عليهم السلام ) نور واحد بجسب الحقيقة وإن كانا في الظاهر نورين .

قوله : ( الزجاجة كأنها كوكب دري ) أي منسوب إلى الدر باعتبار المشابهة به في الضياء والصفاء والتلألؤ ، هذا إن كان بشد الراء والياء وإن كان بشد الياء فقط فهو من الدرء بمعنى الدفع قلبت همزته ياء وادغمت الياء في الياء فإنه يدفع الظلام بضوئه ولمعانه ، والمراد بها فاطمة ( عليها السلام ) فإنها كوكب دري مضئ لامع نوراني فيما بين نساء أهل الدنيا . قوله : ( توقد من شجرة مباركة ) توقد بالتاء أو بالياء على صيغة المجهول من الإيقاد تقول وقدت النار تقد وقودا أي توقدت وأوقدتها أنا و " من " ابتدائية أي توقد الزجاجة أو يوقد ذلك المصباح من شجرة مباركة زيتونة كثير النفع وهي إبراهيم ( عليه السلام ) فإنه ذو بركة عظيمة ونفع كثير لوجود الأنبياء والأوصياء من نسله واستظلال الناس بظلال أغصانه وجرائده وانتفاعهم من أثمار علومه وفوائده إلى قيام الساعة ، وفي إبهام الشجرة ووصفها بالبركة ثم إبدال الزيتونة عنها تفخيم لشأنها . قوله : ( زيتونة ) بدل عن شجرة لا صفة لها ولذلك فصلها عنها وقرنها بصفتها وإنما عبر عنها بالزيتونة للتنبيه على كثرة نفعها واتصافها بالعلم الذي هو كالزيت في كونه مادة لضيائها ومبدءا لنورانيتها . قوله : ( لا يهودية ولا نصرانية ) لعل هذا باعتبار أنه كان مسكن اليهود من طرف الشرق ومسكن النصارى من طرف الغرب . قوله : ( يكاد زيتها يضئ ) ضمير التأنيث يعود إلى فاطمة ( عليها السلام ) والمراد بالزيت العلم على سبيل الاستعارة والتشبيه ومس النار ترشيح يعني يكاد علمها يتفجر من قلبها الطاهر إلى قلوب المؤمنين والمؤمنات بنفسه قبل أن تسأل لكثرته وغزارته وفرط ضيائه ولمعانه . قوله : ( يهدي الله للأئمة ) أي لأجلها وتوسطهم أو إليهم ...

أسند ابن المغازلي إلى أبي الحسن : المشكاة فاطمة ، والمصباح الحسن ، والزجاجة الحسين ، والشجرة إبراهيم ( يكاد زيتها يضئ ) قال : يكاد العلم ينطق منها إمام بعد إمام ( يهدي الله لنوره من يشاء ) قال يهدي لولايتنا من يشاء .

**************************************

الكوثر فاطمة عليها السلام

           

 

  قال تعالى في محكم كتابه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ* إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ *إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ .

صدق الله العلي العظيم

الكوثر: الخير الكثير .

والإعطاء على وجهين: إعطاء تمليك، وإعطاء غير تمليك . وإعطاء الكوثر إعطاء تمليك كإعطاء الأجر، وأصله من عطا يعطو إذا تناول .

والشانئ: المبغض .

والأبتر: أصله من الحمار الأبتر، وهو المقطوع الذنب . وفي حديث زياد: إنه خطب خطبته البتراء، لأنه لم يحمد الله فيها، ولم 0يصل على النبي صلّى الله عليه وآله .

النزول: قيل نزلت السورة في العاص بن وائل السهمي، وذلك أنه رأى رسول الله صلّى الله عليه وآله يخرج من المسجد، فالتقيا عند باب بني سهم، وتحدثا وأناس من صناديد قريش جلوس في المسجد . فلما دخل العاص قالوا: من الذي كنت تتحدث معه ؟ قال: ذلك الأبتر . وكان قد توفي قبل ذلك عبد الله بن رسول الله صلّى الله عليه وآله، وهو من خديجة . وكانوا يسمون من ليس له ابن أبتر . فسمته قريش عند موت أبنه أبتر، وصنبورا،....

وقيل: هو [الكوثر ] كثرة النسل والذرية، وقد ظهرت الكثرة في نسله من ولد فاطمة عليها السّلام، حتى لا يحصى عددهم، واتصل إلى يوم القيامة مددهم .

وقيل: هو كثرة النسل والذرية، وقد ظهر ذلك في نسله من ولد فاطمة عليها السلام إذ لا ينحصر عددهم ويتصل بحمد الله الى آخر الدهر مددهم.

وقيل: الكوثر القرآن والنبوة.

قصة السورة: انها نزلت رداً على من عابه بالبتر أي عدم الاولاد بعد ما مات ابنائه صلى الله عليه وآله وسلم القاسم وعبدالله لان العاص بن وائل السهمي كان قد دخل المسجد بينما كان النبي صلى الله عليه وآله وسلم خارجاً منه فالتقيا عند باب بني سهم فتحدثا ثم دخل العاص الى المسجد فسأله رجال من قريش كانوا في المسجد مع من كنت تتحدث فقال: مع ذلك الابتر! فنزلت سورة الكوثر على النبي صلى الله عليه وآله وسلم فالمراد من الكوثر هو الخير الكثير وكثرة الذرية مُراده في ضمن الخير الكثير لما في ذلك من تطييب لنفس النبي صلى الله عليه وآله وسلم .

قال النبي صلى الله تعالى عليه لخديجة حينما كانت تحدث الجنين الذي في بطنها: هذا جبرئيل يبشرني إنها انثى وانها النسلة الطاهرة الميمونة وان الله تبارك وتعالى سيجعل نسلي منها وسيجعل من نسلها أئمة ويجعلهم خلفاء في أرضه بعد انقضاء وحيه .

قال الرازي: فانظر كم قُتِل من أهل البيت ثم العالم ممتليء منهم ولم يبق من أمية أحد يعبأ به ثم انظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا .

آيات على عددهم: أعطيناك الكوثرأي أولاده، ورفعنا لك ذكرك أي بأولاده، وعلم آدم الاسماء وذلك انه رأى أسماءهم مكتوبات على العرش، وجعلناهم أئمة، فبهداهم اقتده، سنريهم آياتنا، إذا فرغت فانصب، اذكرني عند ربك.

قال صاحب الميزان: والجملة لاتخلوا من دلالة على ان ولد فاطمة عليها السلام ذريته صلى الله عليه وآله وسلم وهذا في نفسه من ملاحم القرآن فقد كثّر الله تعالى نسله بعده كثرة لا يعادلهم فيها أي نسل آخر مع ما نزل عليهم من النوائب وافنى جموعهم من المقاتل الذريعة .

قال في المجمع: الكوثر فوعل وهو الشئ الذي من شأنه الكثرة، والكوثر الخير الكثير .

وقال السيوطي في الدر المنثور: أخرج البخاري وابن جرير والحاكم من طريق أبى بشر عن سعيد بن جبير عن ابن عباس أنه قال: الكوثر الخير الذى أعطاه الله أياه، قال أبو بشر: قلت لسعيد بن جبير: فان اناسا يزعمون أنه نهر في الجنة ؟ قال: النهر الذى في الجنة من الخير الذى أعطاه الله اياه . وقال العلامة صاحب الميزان بعد نقله الاقوال في معنى الكوثر وأنها تبلغ إلى ستة وعشرين: وكيفما كان فقوله في آخر السورة: " ان شانئك هو الابتر " وظاهر الابتر هو المنقطع نسله وظاهر الجملة انها من قبيل قصر القلب ان كثرة ذريته صلى الله عليه وآله هي المرادة وحدها بالكوثر الذي أعطيه النبي صلى الله عليه وآله، أو المراد بها الخير الكثير وكثرة الذرية مرادة في ضمن الخير الكثير، ولولا ذلك لكان تحقيق الكلام بقوله: " ان شانئك هو الابتر " خاليا عن الفائدة إلى آخر ما أفاده رحمه الله .

*********** ويطعمون الطعام على حبّه مسكيناً ويتيماً وأسيراً

           

 

  بسم الله الرّحمن الرّحيم

قال تعالى في محكم كتابه:

" وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا"

صدق الله العلي العظيم

عن فرات بن ابراهيم الكوفي في تفسيره، عن جعفر بن محمد الفزاري ، معنعنا عن ابن عباس ، في قوله تعالى : ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا. قال : نزلت في علي بن أبي طالب عليه السلام ، وزوجته فاطمة بنت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وجارية لها ، وذلك انهم زاروا رسول الله صلى الله عليه وآله ، فأعطى كل انسان منهم صاعا من طعام ، فلما انصرفوا إلى منازلهم جاءهم سائل يسأل ، فأعطى علي عليه السلام صاعه ، ثم دخل عليهم يتيم من الجيران ، فأعطته فاطمة بنت محمد صلى الله عليه وآله صاعها ، فقال لها علي عليه السلام : " إن رسول الله صلى الله عليه وآله كان يقول : قال الله : وعزتي وجلالي لا يسكت بكاءه اليوم عبد الا أسكنته من الجنة حيث يشاء " .

أخبرنا أبو القاسم القرشي والحاكم قالا : أخبرنا أبو القاسم الماسرخسي حدثنا أبو العباس محمد بن يونس الكديمى حدثنا حماد بن عيسى الجهني حدثنا النهاس بن قهم : جاء سائل فقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة إني مسكين اطعموني مما رزقكم الله أطعمكم الله غدا من موائد الجنة . فقال النبي صلى الله عليه وآله : يا فاطمة قد جاءك المسكين وله حنين قم يا علي فاطعمه قال علي : فأخذت قرصا فأطعمته ورجعت وقد حبس رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يده عن تناول الطعام فجاء الثاني فقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة إني يتيم اطعموني مما رزقكم الله أطعمكم الله غدا على موائد الجنة . فقال النبي لفاطمة : يا فاطمة قد جاءك اليتيم وله حنين قم يا علي فاطعمه . فأخذ علي قرصا فاطعمه قال علي : فرجعت وقد حبس رسول الله صلى الله عليه وآله يده فجاء الثالث فقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة إني اسير أطعموني مما رزقكم الله اطعمكم الله غدا على موائد الجنة فإن اسير . فقال النبي صلى الله عليه وآله لفاطمة : يا فاطمة ابنة محمد قد جاءك الاسير وله حنين قم يا علي فاطعمه ... فنزلت الآية الكريمة: " وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا"

حدثنا سلمة بن خالد عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه في قوله عزوجل : يوفون بالنذر . . قال : مرض . . . * / صفحة 179 / نعم فأعطاه فجاء بالشعير والصوف فأخبر فاطمة فقبلت واطاعت وسلمت ورضيت ثم عمدت فغزلت الصوف ثم أخذت ما جاء به علي من الشعير فطحنته وعجنته وخبزت منه خمسة اقراص لكل واحد منهم قرصا وصلى علي مع النبي صلى الله عليه وآله المغرب ثم أتى منزله بعدما صلى المغرب فوضع الخوان وجلس خمستهم فأول لقمة كسرها علي إذ هو ب‍ مسكين قد وقف بالباب فقال : السلام عليكم يا أهل بيت النبوة أنا مسكين من مساكين المسلمين أطعموني مما تأكلون أطعمكم الله على موائد الجنة . فوضع علي اللقمة من يده ثم قال : فاطم ذات المجد واليقين * يا بنت خير الناس أجمعين أما ترين البائس المسكين * يشكو إلينا جائع حزين كل امرئ بكسبه رهين* من يفعل الخير يقف سمين موعده في جنة رهين * حرمها الله على الضنين وصاحب البخل يقف حزين * تهوي به النيران إلى سجين. ثم أقبلت فاطمة رحمة الله عليها وهي تقول : أمرك سمع يا ابن عمي طاعة * ما بي من اللؤم ولا ضراعة غذيت بالبر وبالبراعة * ارجو إذا اشبعت من مجاعة أن ألحق الاحباب والجماعة * وأدخل الجنة في شفاعة . ثم عمدت إلى ما على الخوان فدفعته إلى المسكين وباتوا جياعا واصبحوا صياما ولم يذوقوا إلا الماء القراح . ثم عمدت إلى الثلث الثاني من الصوف فغزلته ثم أخذت صاعا فطحنته وعجنته وخبزت منه خمسة أقرصة لكل واحد قرص وصلى علي المغرب مع النبي صلى الله عليه وآله ثم أتى منزله فلما وضع الخوان بين يديه وجلس خمستهم فأول لقمة كسرها علي إذا يتيم من يتامى المسلمين فدق الباب فقال : السلام عليكم يا أهل بيت محمد أنا يتيم من يتامى المسلمين أطعموني مما تأكلون أعطعمكم الله على موائد الجنة . ف‍وضع علي اللقمة ثم قال : فاطم بنت السيد الكريم * بنت نبي ليس بالزنيم * قد جاءك الله بذا اليتيم * من يرحم اليوم يكن رحيم* موعده في جنة النعيم * حرمها على اللأيم* و صاحب البخل يقف ذميم * تهوي به النيران إلى الجحيم *شرابه الصديد والحميم. فأقبلت فاطمة رحمة الله عليها تقول : أنا سأعطيه ولا أبالي * أمسوا جياعا وهم أشبالي * اصغرهما يقتل في القتال * في كربلا يقتل باغتيال * للقاتل الويل مع الوبال * تهوي به النار إلى سفال * كبوله زادت على الكبال. ثم عمدت فاطمة إلى الاقراص فأعطته جميع ما على الخوان وباتوا جياعا لم يذوقوا إلا الماء القراح واصبحوا صياما . وعمدت فاطمة وغزلت الثلث الباقي وطحنت الصاع الباقي وعجنته وخبزته خمسة اقرصة لكل واحد منهم قرص وصلى علي رضى الله عنه مع النبي صلى الله عليه وآله المغرب ثم أتى منزله فقربت إليه الخوان وجلس خمستهم فأول لقمة كسرها علي إذ هو ب‍ أسير من أسارى المشركين قد وقف بالباب فقال : السلام عليكم يا أهل بيت محمد تأسرونا وتشدونا ولا تطعمونا فوضع علي اللقمة من يده ثم قال : فاطم يا بنت النبي أحمد * بنت نبي سيد مسود* قد جاءك الاسير ليس يهتدي * مكبل في غله مقيد* يشكو إلينا الجوع قد تمرد * * من يطعم اليوم يجده في غد * عند العلي الواحد الموحد * ما يزرع الزارع سوف يحصد* أعطيه كيلا تجعليه أنكد. فأقبلت فاطمة رحمها الله تقول : لم يبق مما كان غير صاع * قد دبرت كفي مع الذراع * شبلاي والله هما جياع * يا رب لا تتركهما ضياع * أبوهما للخير ذو اصطناع * عبل الذراعين طويل الباع* وما على راسي من قناعي * إلا عباء نسجها ضياع. ثم عمدوا إلى ما على الخوان فأعطوه وباتوا جياعا ... فأنزل الله ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا

وعن علي عليه السلام قال: فهل فيكم من نزلت فيه وفي زوجته وولديه : [ ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيرا . . ] إلى سائر ما اقتص الله تعالى من ذكرنا في هذه السورة ، غيري ؟ ! . قالوا : لا .

روى الواحدي في تفسيره أن عليا عليه السلام آجر نفسه ليلة إلى الصبح يسقي نخلا بشئ من شعير ، فلما قبضه طحن ثلثه واتخذوا منه طعاما ، فلما تم أتى مسكين فأخرجوا إليه الطعام ، وعملوا الثلث الثاني فأتاهم يتيم فأخرجوه إليه ، وعملوا الثلث الثالث فأتاهم أسير فأخرجوا الطعام إليه وطوى علي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام وعلم الله حسن مقصدهم وصدق نياتهم وأنهم إنما أرادوا بما فعلوه وجهه ، وطلبوا بما أتوا ما عنده والتمسوا الجزاء منه عزوجل ، فأنزل الله فيهم قرآنا ، فقال : ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيرا إلى آخرها ، وهذه منقبة لها عند الله محل كريم ، وجودهم بالطعام مع شدة الحاجة إليه أمر عظيم ، ولهذا تتابع فيها وعده سبحانه بفنون الالطاف وضروب الانعام والاسعاف ، وقيل : إن الضمير في حبه يعود إلى الله تعالى وهو الظاهر عن محمد بن إبراهيم معنعنا عن زيد بن ربيع قال : كان رسول الله صلى الله عليه واله يشد على بطنه الحجر من الغرث - يعني الجوع - فظل يوما صائما ليس عنده شئ ، فأتى بيت فاطمة والحسن والحسين عليهم السلام فلما أتى رسول الله تسلقا إلى منكبه 1 وهما يقولان يا باباه قل لما ماه تطعمنا ناناه فقال رسول الله صلى الله عليه واله لفاطمة : أطعمي ابني ، قالت : ما في بيتي شئ إلا بركة رسول الله، قال : فشغلهما رسول الله صلى الله عليه واله بريقه حتى شبعا وناما فاقترضنا لرسول الله ثلاثة أقراص من شعير فلما أفطر رسول الله صلى الله عليه واله وضعناه بين يديه فجاء سائل وقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة أطعموني مما رزقكم الله أطعمكم الله من موائد الجنة فإني مسكين ، فقال رسول الله صلى الله عليه واله : يا فاطمة بنت محمد قد جاءك المسكين فله حنين ، قم يا علي وأعطه ، قال : فأخذت قرصا فقمت فأعطيته ، ورجعت قد حبس رسول الله يده ، ثم جاء ثان فقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة إني يتيم فأطعموني مما رزقكم الله أطعمكم الله من موائد الجنة ، فقال رسول الله صلى الله عليه واله : يا فاطمة بنت محمد قد جاءك اليتيم وله حنين ، قم يا علي وأعطه ، قال : فأخذت قرصا وأعطيته ثم رجعت وقد حبس رسول الله صلى الله عليه واله يده ، قال : فجاء ثالث وقال : يا أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة إني أسير فأطعموني مما رزقكم الله أطعمكم الله من موائد الجنة ، قال : فقال رسول الله صلى الله عليه وآله : يا فاطمة بنت محمد قد جاءك الاسير وله حنين ، قم يا علي فأعطه ، قال : فأخذت قرصا وأعطيته ، وبات رسول الله صلى الله عليه واله طاويا وبتنا طاوين مجهودين ، فنزلت هذه الآية : ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيرا. عن الحسين بن سعيد ، بإسناده عن عبيدالله بن أبي رافع، عن أبيه ، عن جده قال : صنع حذيفة طعاما ودعا عليا ، فجاء وهو صائم ، فتحدث عنده ثم انصرف فبعث إليه حذيفة بنصف الثريدة، فقسمها على أثلاث: ثلث له وثلث لفاطمة و ثلث لخادمهم، ثم خرج علي بن أبي طالب أمير المؤمنين ، فلقيته امرأة معها يتامى ، فشكت الحاجة وذكرت حال أيتامها ، فدخل وأعطاها ثلثه لايتامها ، ثم فجأه سائل و شكا إليه الحاجة والجوع ، فدخل على فاطمة وقال : هل لك في الطعام - وهو خير لك من هذا الطعام : طعام الجنة - على أن تعطيني حصتك من هذا الطعام ؟ قالت : خذه ، فأخذه ودفعه إلى ذلك المسكين ، ثم مر به أسير يشكوإليه الحاجة وشدة حاله ، فدخل وقال لخادمته مثل الذي قال لفاطمة ، وسألها حصتها من ذلك الطعام ، قالت : خذه ، فاخذه فدفعه إلى ذلك الاسير ، فأنزل الله فيهم هذه الآية ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيرا إلى قوله : وكان سعيكم مشكورا. *عن جعفر بن محمد معنعنا ، عن ابن عباس رضي الله عنه : قوله تعالى : ويطعمون الطعام قال : نزلت في علي وفاطمة وجارية لها و ذلك أنهم زاروا رسول الله صلى الله عليه واله فأعطى كل إنسان منهم صاعا من الطعام ، فلما انصرفوا إلى منازلهم جاء سائل يسأل ، فأعطى علي صاعه ، ثم دخل عليه يتيم من الجيران فأعطته فاطمة الزهراء عليها السلام صاعها ، فقال لها علي عليه السلام : إن رسول الله صلى الله عليه واله كان يقول : قال الله : وعزتي وجلالي لا يسكن بكاءه اليوم عبد إلا أسكنته من الجنة حيث يشاء ، ثم جاء أسير من أسراء أهل الشرك في أيدي المسلمين يستطعم ، فأمر علي السوداء خادمهم فأعطته صاعها ، فنزلت فيهم الآية : ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيرا * إنما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا عن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد بن عيسى ، عن معمر بن خلاد ، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام قال : ينبغي للرجل أن يوسع على عياله كيلا يتمنوا موته وتلا هذه الآية : " ويطعمون الطعام علي حبه مسكينا ويتيما وأسيرا " قال : الاسير عيال الرجل ينبغي للرجل إذا زيد في النعمة أن يزيد أسراءه في السعة عليهم ، ثم قال : إن فلانا أنعم الله عليه بنعمة فمنعها اسراءه وجعلها عند فلان : فذهب الله بها ، قال معمر : وكان فلان حاضرا .

***************************

قل لاأسألكم عليه أجراً الا المودّة في القُربى

           

 

  بسم الله الرّحمن الرّحيم

قال تعالى في محكم كتابه:

"قُلْ لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ"

صدق الله العلي العظيم

عن جابر بن عبد الله قال : جاء أعرابي إلى النبي صلّى الله عليه وآله فقال : يا محمد اعرض علي الاسلام . فقال : تشهد ان لا إله إلا الله وحده لا شريك له ، وأن محمدا عبده ورسوله . قال : تسألني عليه أجرا ؟ قال : لا إلا المودة في القربى . قال : قرابتي أو قرابتك ؟ وفي رواية : قرباي أو قرباك قال : قرابتي . قال : هات أبايعك فعلى من لا يحبك ولا يحب قرباك لعنة الله . فقال النبي صلى الله عليه وآله وسلم : آمين . و رواه عنه الكنجي الشافعي في الباب : من كتاب كفاية الطالب وروى الهيثم بن كليب - في عنوان : " ما روى زر بن حبيش عن ابن مسعود " من الجزء من كتاب مسند الصحابة الورق .

عن يحيى بن ثعلبة الانصاري عن عاصم بن أبي النجود ، عن زر ، عن عبد الله قال : قال : كنا مع رسول الله صلى الله عليه في مسير فهتف به أعرابي بصوت جهوري : يا محمد . فقال رسول الله صلى الله عليه ياهناه . فقال : يا محمد ما تقول في رجل يحب القوم ولم يعمل بعملهم ؟

قال : المرء مع من أحب . قال : يا محمد إلى من تدعو ؟ قال : إلى شهادة أن لا إله إلا الله ، وأني رسول الله ، وإقام الصلاة ، وايتاء الزكاة وصوم رمضان وحج البيت . قال : فهل تطلب على هذا أجرا ؟

قال : لا إلا المودة في القربى . قال : أقرباي يا محمد أم قرباك ؟

قال : بل قرباي . قل : هات يدك حتى أبايعك فلا خير فيمن يودك ولا يود قرباك .

وعن ابن عباس قال : لما نزلت هذه إلآية : ( قل لا أسألكم عليه أجرا ) قالوا : يا رسول الله من قرابتك التي افترض الله علينا مودتهم ؟ قال :

علي وفاطمة وولدها . يرددها وعن ابن عباس قال : لما نزلت ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) قالوا : يا رسول الله ومن هؤلاء الذين أمرنا الله بمودتهم ؟ قال / 143 / أ / : علي وفاطمة وولدهما .

وروى جابر (رضي الله عنه) أنّ أعرابياً جاء إلى النبيّ (صلى الله عليه وآله) فقال: يا محمّد! أعرض عليّ الإسلام، فقال: تشهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له وأنّ محمّداً عبده ورسوله، قال: تسألني عليه أجراً ؟ قال: لا إلاّ المودّة في القُربى، قال: قُرباي أو قرباك ؟ قال: قرباي، قال: هاتِ اُبايعك، فعلى مَن لا يحبّك ولا يحبّ قرباك لعنة الله،قال (صلى الله عليه وآله) : آمين .

في المجمع روى زادان عن علي عليه السلام قال : فينا في آل حم آية لا يحفظ مودتنا إلا كل مؤمن . ثم قرأ ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) . قال الطبرسي : وإلى هذا أشار الكميت في قوله : وجدنا لكم في آل حم آية تأولها منا تقى ومعرب . وفيه وصح عن الحسن بن على عليه السلام أنه خطب الناس فقال في خطبته : إنا من أهل البيت الذين افترض الله مودتهم على كل مسلم فقال : ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) .

وفي الكافي بإسناده عن عبد الله بن عجلان عن أبي جعفر عليه السلام في قوله تعالى : ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) قال : هم الائمة .

أخرج أبو نعيم والديلمي من طريق مجاهد عن ابن عباس قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى أن تحفظوني في أهل بيتي وتودوهم لي .

أخرج ابن جرير عن أبي الديلم قال : لما جئ بعلى بن الحسين أسيرا فاقيم على درج دمشق - قام رجل من أهل الشام فقال : الحمد لله الذي قتلكم وأستاصلكم : فقال له علي بن الحسين : أقرأت القرآن ؟ قال : نعم . قال : أقرأت آل حم ؟ قال : نعم قال :

أما قرأت ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) ؟ قال : فإنكم لانتم هم ؟ قال : نعم .

قال صاحب تفسير الميزان: ورواه الطبري في المجمع وفيها ( وولدها ) مكان (وولداها ) وفيه أخرج ابن جرير عن أبي الديلم قال : لما جيء بعلي ابن الحسين أسيراً فأقيم على درج دمشق قام رجل من أهل الشام فقال : الحمد لله الذي قتلكم واستأصلكم فقال له علي بن الحسين: أما قرأت القرآن؟ قال : نعم قال : أقرأت ال حم؟ قال : نعم قال : أقرأت ( قل لا أسألكم عليه أجراً الا المودة في القربى ) قال : فإنكم لأنتم هم؟

قال : نعم.

وروى زادان في المجمع عن علي (عليه السلام ) قال : فينا في ال حم آية لايحفظ مودتنا الا كل مؤمن ثم قرأ ( قل لا أسألكم عليه أجراً الا المودة في القربى ) قال الطبري: والى هذا أشار الكميت في قوله:

وجدنا لكم في ال حم آية ** تأولها منا تقي و معرب .

وفي المجمع صح عن الحسن بن علي (عليهما السلام انه خطب الناس فقال في خطبته: إنا من أهل البيت الذين افترض الله مودتهم على كل مسلم فقال : ( قل لا أسألكم عليه أجراً الا المودة في القربى ) .

وعن طريق سعيد بن جبير عن ابن عباس قال لما نزلت هذه الاية قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى قالوا يا رسول الله من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم قال على وفاطمة وولداهما .

وروى الواحدي : باسناده عن الاعمش ، عن سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ( رضي اله عنهما ) قال : لما نزلت ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى " قالوا : يا رسول الله من هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : علي وفاطمة وولداهما .

وقال الامام فخر الدين الرازي : روي انه قيل : يا رسول الله من قرابتك الذين وجبت علينا مودتهم ؟ فقال : علي وفاطمة وابناهما .

وفسّر مجاهد هذه المودّة بالاتّباع والتصديق لرسول الله وصلة رحمه، وفسّرها ابن عباس بحفظه في قرابته

وذكر الزمخشري أنّ هذه الآية لمّا نزلت قيل: يا رسول الله مَن قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودّتهم ؟ قال: عليٌّ وفاطمة وابناهما .

وأن رسول الله (صلى الله عليه وآله) قال: إن الله جعل أجري عليكم المودة في أهل بيتي، وإني سائلكم غداً عنهم .

عن ابن عباس رضى الله عنهما قال لما نزلت ( قل لا اسألكم عليه أجرا الا المودة في القربى ) قالوا يا رسول الله من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم قال على وفاطمة وابناهما . أخرجه احمد في المناقب . وروى انه صلّى الله عليه وآلهقال ان الله جعل اجرى عليكم المودة في اهل بيتى وانى سائلكم غدا عنهم . اخرجه الملا في سيرته

أخرج أحمد في المناقب . وابن المنذر . وابن أبي حاتم . والطبراني . و ابن مردويه . والواحدي . والثعلبي . وأبو نعيم . والبغوي في تفسيره . وابن المغازلي في المناقب بأسانيدهم عن ابن عباس قال : لما نزلت هذه الآية قيل : يا رسول الله من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم ؟ ! فقال : علي وفاطمة وابناهما .

أخرج الحافظ أبو عبد الله الملا في سيرته : أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال :

إن الله جعل أجري عليكم المودة في أهل بيتي وإني سائلكم غدا عنهم قال جابر بن عبد الله : جاء أعرابي إلى النبي صلى الله عليه وآله وقال : يا محمد أعرض علي الاسلام فقال : تشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له ، وأن محمدا عبده و رسوله . قال : تسألني عليه أجرا ؟ ! قال : لا إلا المودة في القربى . قال : قرابتي أو قرابتك ؟ ! قال : قرابتي . قال : هات ، أبايعك ، فعلى من لا يحبك ولا يحب قرابتك لعنة الله . فقال النبي صلى الله عليه وآله : آمين . أخرجه الحافظ الكنجي في " الكفاية " ص 31 من طريق الحافظ أبي نعيم عن محمد بن أحمد بن مخلد عن الحافظ ابن أبي شيبة بإسناده .

وعن ابن عباس ( قال : ) لما نزلت ( قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى ) . قالوا : يارسول الله من ( قرابتك ) هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : علي وفاطمة وابناهما

وروى أنه صلى الله عليه وآله وسلم قال : وإن الله - تعالى - جعل أجري عليكم المودة في أهل بيتي ، وإني سائلكم غدا عنهم .

قال الزمخشري: إنها لما نزلت (قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) قيل:يا رسول الله من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟ قال: علي وفاطمة وابناهما... وقال رسول الله صلى الله عليه وآله: من مات على حب آل محمد مات شهيدا. ألا ومن مات على حب آل محمد مات مغفورا له. ألا ومن مات على حب آل محمد مات تائبا. ألا ومن مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الإيمان. ألا ومن مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر ونكير. ألا ومن مات على حب آل محمد يزف إلى الجنة كما تزف العروس إلى بيت زوجها. ألا ومن مات على حب آل محمد فتح له في قبره بابان إلى الجنة. ألا ومن مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة. ألا ومن مات على حب آل محمد مات على السنة والجماعة. ألا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيامة مكتوب بين عينيه آيس من رحمة الله. ألا ومن مات على بغض آل محمد مات كافرا. ألا ومن مات على بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة.



منبع : www[dot]mabbch[dot]blogfa[dot]com[slash]post-23[dot]aspx

www mabbch blogfa com, بسوی خدا توسل, ع , منتظران مهدی چهل حدیث از , بانک حدیث اخلاق, حديث رسول اکرم صلى الله عليه و , إلا رسول الله صلى الله عليه و ,

تبلیغات



تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات

تبلیغات
Blogs Top
بلاگز فا
اخبار آنلاین ایران و جهان